آموزش فاندامنتال فارکس

شاخص ادعای بیکاری چیست و چگونه بر بازار فارکس تأثیر می گذارد؟

کانال بله فرصت طلایی

بازار فارکس، بازاری جهانی و غیرمتمرکز برای تبادل ارزهای مختلف است. نوسانات و تحولات این بازار تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله شاخص‌های اقتصادی کلان قرار می‌گیرد. یکی از این شاخص‌های مهم، شاخص نرخ بیکاری است.

وزارت کار ایالات متحده هر پنجشنبه صبح، تعداد درخواست‌های جدید برای دریافت مزایای بیکاری در هفته قبل را منتشر می‌کند. این داده‌ها از طریق نظرسنجی از نمونه‌ای از ایالت‌ها جمع‌آوری می‌شود.

کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال، به طور کلی منجر به افزایش درآمد خانوارها و در نتیجه، افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات می‌شود. این موضوع می‌تواند به نفع شرکت‌ها عمل کرده و سودآوری آن‌ها را افزایش دهد. در نهایت، افزایش سودآوری شرکت‌ها می‌تواند منجر به تقویت ارزش پول آن کشور در بازار فارکس شود.

در این مقاله از وب سایت حسن زاده فایننس به بررسی مفهوم نرخ بیکاری، نحوه محاسبه آن و تأثیرگذاری آن بر بازار فارکس می‌پردازیم.

نرخ بیکاری (Unemployment Rate) چیست؟

شاخص نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، درصدی از نیروی کار فعال یک کشور را نشان می‌دهد که در حال حاضر شغل ندارند، اما به دنبال کار هستند و در عین حال برای انجام کار آماده‌اند؛ به عبارت دیگر، این نرخ بیانگر سهم افرادی است که به دلیل ناتوانی در یافتن شغل مناسب، به طور موقت بیکار شده‌اند.

به شاخص نرخ بیکاری، «مطالبات بیکاری» به انگلیسی Jobless Claims و «مطالبات اولیه – ادعای اولیه» به انگلیسی Jobless Claims نیز می‌گویند.

ادعای بیکاری

اگر تغییرات شاخص نرخ بیکاری نسبت به پیش بینی بازار، پایین باشد نشان‌دهنده‌ی یک اقتصاد قوی و پررونق است، در حالی که نرخ بیکاری بالا نشان‌دهنده‌ی ضعف و رکود اقتصادی هست.

شاخص ادعای بیکاری

بیکاری اصطکاکی

در میان انواع مختلف بیکاری، بیکاری اصطکاکی (به انگلیسی: Frictional unemployment) به نوعی از بیکاری موقت و گذرا اشاره دارد که در هر اقتصادی، به طور طبیعی وجود دارد. این نوع بیکاری، ناشی از عوامل ذاتی بازار کار و جستجوی شغل توسط افراد است و به طور مستقیم با رکود اقتصادی یا ضعف ساختاری در اقتصاد مرتبط نیست.

به وجود آمدن بیکاری اصطکاکی دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد، برای مثال: زمانی که افراد به دنبال شغل جدیدی هستند یا از شغل قبلی خود استعفا داده‌اند و هنوز شغل جدیدی پیدا نکرده‌اند، در دسته بیکاران اصطکاکی قرار می‌گیرند.

یا در مثالی دیگر فارغ‌التحصیلان جدید دانشگاهی و افرادی که به تازگی وارد بازار کار می‌شوند، ممکن است برای یافتن شغل مناسب، به زمان نیاز داشته باشند و در این مدت، جزو بیکاران اصطکاکی محسوب شوند.

گاهی اوقات نیز، عدم تطابق مهارت‌های افراد با نیازهای بازار کار، منجر به دوره‌های کوتاه‌مدت بیکاری می‌شود تا افراد مهارت‌های جدید را فرا بگیرند یا به دنبال شغلی متناسب با مهارت‌های خود باشند.

بیکاری دوره‌ای یا چرخه‌ای

در تقابل با بیکاری اصطکاکی که ماهیتاً کوتاه‌مدت و گذرا است، بیکاری دوره‌ای یا چرخه‌ای نوعی از بیکاری است که با نوسانات و چرخه‌های اقتصادی مرتبط بوده و به طور مستقیم از رونق و رکود اقتصادی تأثیر می‌پذیرد.

همان‌طور که می‌دانیم، اقتصاد هر کشور دائماً در حال نوسان بین دوره‌های رونق و رکود است. در دوره‌های رونق اقتصادی، تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش می‌یابد، شرکت‌ها برای پاسخ به این تقاضا، تولید خود را افزایش می‌دهند و به دنبال استخدام نیروی کار جدید هستند. در نتیجه، نرخ بیکاری در این دوره‌ها کاهش می‌یابد.

در مقابل، در دوره‌های رکود اقتصادی، تقاضا برای کالاها و خدمات کاهش می‌یابد، شرکت‌ها با افت تقاضا روبرو شده و مجبور به تعدیل نیروی کار خود می‌شوند. این موضوع منجر به افزایش بیکاری و افزایش نرخ بیکاری در دوره‌های رکود می‌شود.

بیکاری ساختاری

در میان انواع مختلف شاخص نرخ بیکاری، بیکاری ساختاری نوعی از بیکاری است که ناشی از عدم تناسب بین مهارت‌ها و نیازهای بازار کار در یک اقتصاد است. برای مثال یک کشور که ماهیت تولیدات آن کشاورزی و دام‌پروری صنعتی بوده به دلایلی قصد تغییر ماهیت عملکرد خود به حوزه فناوری دارد. از آنجایی که مشاغل مربوط به کشاورزی در حال از دست رفتن هستند افراد بیکار می‌شوند اما در بخش فناوری کشور به دنبال نیروی کار است ولی متخصصی در این حوزه ندارد، بدین صورت بیکاری ساختاری (به انگلیسی: Structural unemployment) شکل می‌گیرد.

به طور خلاصه در بیکاری ساختاری، عدم تطابق بین مهارت‌های نیروی کار با نیازهای جدید بازار کار وجود دارد. این موضوع در حالی است که در بیکاری دوره‌ای، افراد به دلیل نوسانات اقتصادی موقتاً شغل خود را از دست می‌دهند و مهارت‌های آن‌ها هنوز با نیازهای بازار کار همخوانی دارد.

بیکاری سازمانی

درست در نقطه مقابل بیکاری که به عنوان عدم اشتغال افراد به دلیل ناتوانی در یافتن شغل مناسب تعریف می‌شود، بیکاری سازمانی به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن، از تمام ظرفیت و توانایی‌های کارکنان یک سازمان به طور کامل استفاده نمی‌شود؛ به عبارت دیگر، بیکاری سازمانی بیانگر هدر رفتن منابع انسانی در سازمان‌ها و عدم بهره‌وری کامل از نیروی کار است.

از عوامل پیدایش بیکاری سازمانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

فقدان انگیزه و تعهد: عواملی مانند عدم رضایت شغلی، فقدان فرصت‌های رشد و ارتقا و نامناسب بودن حقوق و مزایا، می‌توانند منجر به کاهش انگیزه و تعهد کارکنان و در نتیجه، بیکاری سازمانی شوند.

ضعف مدیریتی: ناتوانی مدیران در هدایت و رهبری صحیح کارکنان، عدم تخصیص درست وظایف و عدم وجود برنامه‌ریزی مناسب، از جمله عوامل مدیریتی هستند که می‌توانند به بیکاری سازمانی دامن بزنند.

فرایندهای نامناسب: وجود بروکراسی‌های اداری پیچیده، قوانین و مقررات دست و پاگیر و عدم استفاده از فناوری‌های نوین، می‌توانند به کند شدن فرآیندها و بیکاری سازمانی منجر شوند.

گزارش‌های اشتغال یا بازار کار

گزارش‌های اشتغال یا گزارش‌های بازار کار، مجموعه‌ای از آمار و اطلاعات هستند که به طور دوره‌ای (معمولاً ماهانه) توسط مراجع آماری دولتی مانند وزارت کار یا اداره آمار و برنامه‌ریزی منتشر می‌شوند. این گزارش‌ها حاوی اطلاعاتی در خصوص وضعیت اشتغال، بیکاری، نرخ مشارکت اقتصادی، دستمزدها و سایر شاخص‌های کلیدی مرتبط با بازار کار در یک کشور یا منطقه خاص هستند.

گزارش‌های اشتغال به جز در نیوزلند که سه ماهه منتشر می‌شود، برای سایر کشورهای جهان اول به صورت ماهانه انتشار میابد که مهم‌ترین خبر بین گزارش‌های اشتغال، گزارش NFP است.

گزارش‌های اشتغال به طور معمول در اولین جمعه هر ماه منتشر می‌شوند. زمان انتشار این گزارش‌ها از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به عنوان مثال، در ایالات متحده، گزارش اشتغال غیر کشاورزی (Nonfarm Payroll) به اختصار NFP که یکی از مهم‌ترین گزارش‌های اشتغال است، در اولین جمعه هر ماه توسط اداره آمار کار ایالات متحده (BLS) منتشر می‌شود.

وضعیت اشتغال کامل

اشتغال کامل به شرایطی اطلاق می‌شود که در آن تمامی افراد در سن کار که مایل و قادر به کار هستند، بتوانند شغلی مناسب با دستمزد و شرایط مطلوب پیدا کنند. در این وضعیت، نرخ بیکاری به طور طبیعی پایین و نزدیک به صفر درصد است و تنش‌های ناشی از بیکاری در جامعه به حداقل می‌رسد.

در حالت اشتغال کامل تنها افرادی که به طور داوطلبانه و به دلیل انتخاب شخصی، شغلی ندارند، بیکار محسوب می‌شوند.

درک تأثیر بیکاری بر فارکس

به طور کلی، بین عدد گزارش شده در شاخص نرخ بیکاری و نرخ ارز یک رابطه معکوس وجود دارد. به این معنی که با افزایش نرخ بیکاری، ارزش پول آن کشور در بازار فارکس تمایل به کاهش دارد و برعکس.

دلایل رابطه معکوس نرخ شاخص بیکاری و ارزش پول را می‌توان به عوامل زیر نسبت داد:

کاهش تقاضای کل: در زمان افزایش بیکاری، تقاضای کل در اقتصاد به دلیل کاهش درآمد خانوارها، کاهش می‌یابد. این موضوع می‌تواند منجر به کاهش تقاضا برای پول آن کشور و در نتیجه، کاهش ارزش آن در برابر سایر ارزها شود.

کاهش اعتماد به اقتصاد: افزایش بیکاری نشان‌دهنده ضعف در اقتصاد یک کشور است. این موضوع می‌تواند منجر به کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران به آن کشور و در نتیجه، خروج سرمایه از آن کشور و به دنبال آن، کاهش ارزش پول آن کشور در بازار فارکس شود.

افزایش نرخ بهره: در زمان افزایش بیکاری، دولت‌ها برای تحریک اقتصاد و ایجاد اشتغال، ممکن است اقدام به کاهش نرخ بهره کنند. کاهش نرخ بهره می‌تواند منجر به کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری در آن کشور و در نتیجه، خروج سرمایه از آن کشور و به دنبال آن، کاهش ارزش پول آن کشور در بازار فارکس شود.

شاخص نرخ بیکاری به عنوان شاخص مهم بازار فارکس

شاخص نرخ بیکاری به عنوان یکی از شاخص‌های اقتصادی کلیدی، نقش مهمی در بازار فارکس ایفا می‌کند. معامله‌گران فارکس با تجزیه و تحلیل نرخ بیکاری می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد سلامت اقتصادی یک کشور و احتمال تغییر نرخ ارز آن در آینده به دست آورند.

هنگام تحلیل شاخص نرخ بیکاری باید مقدار واقعی شاخص نرخ بیکاری کمتر از پیش بینی‌های اقتصاددان‌ها باشد تا ارزش ارز آن کشور رشد کند.

برای مثال در تصویر زیر نرخ شاخص بیکاری برای دلار آمریکا ۲۱۵۰۰۰ گزارش شده است که عددی کمتر از ۲۲۰.۰۰۰ مقدار انتظارات بازار هست به همین دلیل منجر به افزایش ارزش دلار در مقابل سایر ارزها در جفت ارزهای فارکس خواهد شد.

آموزش فارکس در افغانستان و آموزش فارکس در بیرجند و مشهد که میتوانید در کلاس های حسن زاده فایننس شرکت کنید.

شاخص ادعای بیکاری

جمع بندی

در این مقاله به بررسی انواع بیکاری و شاخص نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، یکی از شاخص‌های کلیدی اقتصاد و بازار فارکس، پرداختیم. نرخ بیکاری به عنوان درصدی از نیروی کار فعال که به دنبال شغل هستند و نمی‌توانند شغلی متناسب با مهارت و شرایط خود پیدا کنند، تعریف می‌شود.

از دیدگاه اقتصادی، مقدار شاخص نرخ بیکاری بازتابی از سلامت کلی اقتصاد و نشان‌دهنده تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی کار است. نرخ بیکاری پایین نشان‌دهنده تقاضای قوی برای نیروی کار و رونق اقتصادی است، در حالی که نرخ بیکاری بالا نشان‌دهنده رکود اقتصادی و عدم تناسب مهارت‌های نیروی کار با نیازهای بازار است.

از منظری دیگر، بازار فارکس نیز به شدت تحت تأثیر نرخ بیکاری قرار می‌گیرد. سطوح بالای بیکاری می‌تواند منجر به کاهش تقاضای مصرف‌کننده، کاهش سرمایه‌گذاری و در نهایت رکود اقتصادی شود. این امر منجر به کاهش ارزش پول ملی کشور می‌گردد و بالعکس. البته همانند سایر شاخص‌های اقتصادی هنگام تحلیل بنیادی بازار فارکس نباید تنها تغییرات نرخ یک شاخص مد نظر قرار گیرد و باید سایر عوامل اقتصادی نیز توجه داشت.

۳.۵/۵ - (۲ امتیاز)
کانال سیگنال فارکس

اولین لایو ترید ۴ بعدی در ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همین الان مشاوره 15 دقیقه ای رایگانت رو بگیر
دکمه بازگشت به بالا
   
  
close-link