آموزش فارکس

کاملترین مرجع اصطلاحات مهم فارکس به ترتیب حروف الفبا

کانال بله فرصت طلایی

بازار فارکس، به عنوان بزرگ‌ترین بازار مالی جهان، با حجم معاملات بیش از ۷ تریلیون دلار روزانه ، همواره جذابیت و هیجان بسیاری برای معامله گران جهت درآمد دلاری داشته است. ورود به این دنیای پرهیاهو، مستلزم آشنایی با زبانی تخصصی و اصطلاحاتی خاص است که درک صحیح آن‌ها، مسیر موفقیت را هموارتر می‌کند.


در این مقاله، به بررسی برخی از اصطلاحات مهم بازار فارکس می‌پردازیم که درک آن‌ها برای هر معامله‌گری، چه مبتدی و چه باتجربه، ضروری است.

بروکر فارکس چیست

بروکر فارکس چیست؟

بروکر فارکس در سایت اینوستوپدیا این گونه تعریف شده است که:

A forex broker is a financial services company that provides traders access to a platform for buying and selling foreign currencies.

کارگزار فارکس یک شرکت خدمات مالی است که دسترسی معامله گران را به بستری برای خرید و فروش ارزهای خارجی فراهم می کند.

منبع:سایت اینوستوپدیا

برای ورود به بازار فارکس و انجام معاملات در آن، به واسطه‌ای به نام بروکر فارکس نیاز است. بروکر فارکس یا کارگزاری فارکس، شرکتی است که به عنوان پل ارتباطی بین معامله‌گران و بازار فارکس عمل می‌کند. در واقع، معامله‌گران برای خرید و فروش جفت ارزها و سایر نمادهای معاملاتی مانند کامودیتی‌ها، شاخص‌های بورسی و ارزهای دیجیتال معروف در بازار فارکس، باید از طریق پلتفرم معاملاتی ارائه شده توسط بروکر اقدام کنند.

وظایف اصلی بروکر فارکس عبارت‌اند از:

  1. ارائه پلتفرم معاملاتی: بروکرها پلتفرمی را به شما ارائه می‌دهند که از طریق آن می‌توانید جفت ارزها را خرید و فروش کنید.
  2. اجرای معاملات: بروکرها وظیفه دارند تا معاملات شما را در بازار فارکس اجرا کنند.
  3.  ارائه خدمات پشتیبانی: بروکرها باید به مشتریان خود خدمات پشتیبانی ارائه دهند تا در صورت بروز مشکل، بتوانند به آن‌ها کمک کنند.

ما آموزش بروکر ای پلنت و آموزش بروکر لایت فایننس را به صورت کامل در سایت خود گذاشتیم.

جفت ارز چیست

در ادامه حدود ۳۰۰ اصطلاح فارکس را برایتان جمع آوری کرده ایم که منبعی کامل و غنی میباشد و شما را از سایر سایتها بی نیاز خواهد کرد. این اصطلاحات تا جای ممکن به تریتیب حروف الفبا مرتب شده اند تا راحت تر استفاده کنید:

حرف A

اختیار آمریکایی (American Option)
اختیاری که می‌تواند در هر تاریخ کاری معتبر در طول عمر اختیار، استفاده شود.

آربیتراژ (Arbitrage)
نوعی تجارت بدون ریسک که در آن یک ابزار همزمان در دو بازار مختلف خرید و فروش می‌شود تا از تفاوت قیمت‌ها بهره‌برداری شود.

پایه قابل تنظیم (Adjustable Peg)
سیستم نرخ ارز که در آن نرخ ارز یک کشور به ارز دیگری “پایه‌گذاری” (یعنی ثابت) می‌شود. نرخ رسمی ممکن است از زمان به زمان تغییر کند.

ریسک تجمعی (Aggregate Risk)
مجموعه‌ ای از تعهدات بانکی با یک مشتری برای قراردادهای اسپات و آتی.

قیمت پیشنهادی (Ask)
قیمتی که در آن ارز یا ابزار ارائه می‌شود.

Around
در نقل قول “حق تقدم/تخفیف” استفاده می‌شود. “پنج‌پنج در حدود” به معنای پنج امتیاز در هر طرف ارزش فعلی اسپات است.

بهترین قیمت (At Best)
دستوری که به یک معامله‌گر داده می‌شود تا در بهترین نرخ موجود در بازار خرید یا فروش کند.

پراکندگی قیمت آتی برابر (At Par Forward Spread)
زمانی که قیمت آتی معادل با قیمت اسپات است.

حد ضرر در قیمت (At the Price Stop-Loss Order)
سفارش حد ضرر که باید در سطح درخواست شده اجرا شود، بدون توجه به شرایط بازار.

اختیار نرخ متوسط (Average Rate Option)
قراردادی که قیمت اعمال بر اساس تفاوت بین قیمت اعتصابی و نرخ میانگین اسپات در طول دوره قرارداد تعیین می‌شود.

حرف B

تعادل پرداخت‌ها (Balance-of-Payments)
سیستم ثبت معاملات اقتصادی یک کشور.

اوراق بانک (Bank Notes)
کاغذی که توسط بانک مرکزی صادر می‌شود، قابل تبدیل به پول و به عنوان پول قانونی کامل در نظر گرفته می‌شود.

ارز پایه (Base Currency)
ارزی که در آن نتایج عملیاتی بانک یا موسسه گزارش می‌شود.

قیمت پایه (Base Price)
یک صدم درصد. ۵۰ امتیاز پایه [50bp] معادل نیم درصد است.

گسترش تماس خرسی (Bear Call Spread)
گستره‌ای که برای بهره‌برداری از کاهش نرخ ارز طراحی شده است با خرید یک گزینه تماس با قیمت اعمال بالا و فروش یکی با قیمت اعمال پایین.

گسترش پوت خرسی (Bear Put Spread)
گستره‌ای که برای بهره‌برداری از کاهش نرخ ارز طراحی شده است با خرید یک گزینه پوت با قیمت اعمال بالا و فروش یکی با قیمت اعمال پایین.

گسترش قیمت پیشنهادی (Bid-Offer Spread)
تفاوت بین قیمت خرید (پیشنهاد) و قیمت فروش (عرضه) یک ارز یا ابزار مالی.

شبکه دوجانبه (Bilateral Grid)
سیستم نرخ ارزی که تمام نرخ‌های مرکزی ارزهای EMS را به هم مرتبط می‌کند.

باندهای بولینگر (Bollinger Bands)
روش کمی که میانگین متحرک را با نوسانات ابزار ترکیب می‌کند. این باندها برای سنجش اینکه آیا قیمت‌ها به طور نسبی بالا یا پایین هستند طراحی شده‌اند.

شکاف جداشونده (Breakaway Gap)
شکاف قیمتی که در آغاز یک روند جدید ایجاد می‌شود، اغلب در پایان یک دوره تجمیع طولانی.

نقطه سر به سر (Break-Even Point)
قیمتی که در آن خریدار اختیار، حق بیمه را بازیابی می‌کند.

برتون وودز (Bretton Woods)
محل کنفرانسی که در سال ۱۹۴۴ منجر به تأسیس سیستم ارز خارجی پس از جنگ شد که تا اوایل دهه ۱۹۷۰ برقرار بود.

تاریخ‌های شکسته (Broken Dates)
معاملاتی که برای تاریخ‌های ارزش غیر استاندارد انجام می‌شود.

کارگزار  یا بروکر (Broker)
نماینده‌ای که سفارشات خرید و فروش ارزها و ابزارهای مرتبط را برای کمیسیون یا بر اساس اسپرد اجرا می‌کند.

نرخ خرید (Buying Rate)
نرخی که یک بانک برای خرید ارز خارجی آماده است.

خرید و فروش FX (Buying Selling FX)
خرید و فروش در بازار ارز خارجی همیشه در ارزی که ابتدا نقل قول می‌شود، اتفاق می‌افتد.

حرف C

 

 کابل (Cable)
اصطلاحی در بازار ارز خارجی برای نرخ دلار آمریکا/پوند بریتانیا.

اختیار تماس (Call)
(۱) اختیاری که به دارنده حق خرید ابزار زیرین را با قیمت مشخصی در یک دوره معین می‌دهد.
(۲) یک دوره معاملاتی.
(۳) حق یک صادرکننده اوراق قرضه برای پیش‌پرداخت بدهی و درخواست تسلیم اوراق خود.

نمودار شمعی (Candlestick Chart)
نوعی نمودار که شامل چهار قیمت اصلی است: بالا، پایین، باز، بسته.

حساب سرمایه (Capital Account)
مقایسه واردات و صادرات سرمایه کوتاه‌مدت و بلندمدت یک کشور.

هزینه نگهداری (Carry)
هزینه بهره برای تأمین مالی اوراق بهادار یا دیگر ابزارهای مالی نگهداری شده.

هزینه انتقال (Carry-Over Charge)
هزینه مالی مرتبط با ذخیره کالاها (یا قراردادهای ارز خارجی) از یک تاریخ تحویل به تاریخ دیگر.

تسویه نقدی (Cash Settlement)
فرایندی برای تسویه قراردادهای آتی که در آن تفاوت نقدی بین قیمت آتی و قیمت بازار پرداخت می‌شود.

بانک مرکزی (Central Bank)
بانک مرکزی خدمات مالی و بانکی برای دولت و بانک‌های تجاری کشور فراهم می‌کند.

نرخ مرکزی (Central Rate)
نرخ‌های ارزی در مقابل ECU که برای هر ارز در EMS اتخاذ می‌شود.

چاپ CHIPS (CHIPS)
سیستم پرداخت بین بانکی خودکار و رایانه‌ای برای تسویه دلارهای ارزی.

چاپ CHAPS (CHAPS)
سیستم پرداخت خودکار خانه تسویه.

موقعیت بسته (Closed Position)
معامله‌ای که تعهد خالصی به بازار در مورد یک ارز خاص باقی نمی‌گذارد.

معامله خرید بستن (Closing Purchase Transaction)
خرید اختیاری که با یکی که قبلاً فروخته شده همسان است تا موقعیت را تسویه کند.

همبستگی (Correlation)
معیاری آماری که به رابطه بین دو یا چند متغیر اشاره دارد.

هزینه نگهداری (Cost of Carry)
برابری نرخ بهره که در آن قیمت آتی توسط هزینه قرض گرفتن پول برای نگهداری موقعیت تعیین می‌شود.

آربیتراژ نرخ بهره پوشش داده شده (Covered Interest Rate Arbitrage)
رویکردی برای آربیتراژ که شامل قرض گرفتن ارز A، تبدیل آن به ارز B و سرمایه‌گذاری در ارز B به مدت وام می‌شود.

نرخ متقاطع (Cross-Rate)
نرخ ارز بین دو ارز مانند دلار آمریکا/ین.

ارز (Currency)
نوع پولی که یک کشور استفاده می‌کند و می‌تواند در بازار ارز خارجی با ارزهای دیگر مبادله شود.

حرف D

 

معاملگر روزانه (Day Trader)
حدس‌زنانی که در کالاها موقعیت می‌گیرند و سپس قبل از بسته شدن همان روز معاملاتی آنها را تصفیه می‌کنند.

بلیط معامله (Deal Ticket/Deal Slip)
روش اصلی ثبت اطلاعات پایه مربوط به یک معامله.

معامله‌گر (Dealer)
فرد یا شرکتی که به عنوان یک اصل، در خرید و/یا فروش اوراق بهادار عمل می‌کند.

سیستم‌های معامله (Dealing Systems)
رایانه‌های آنلاین که بانک‌های مشارکت‌کننده را در سطح جهانی به یکدیگر متصل می‌کنند.

تاریخ اعلام (Declaration Date)
آخرین روز یا زمانی که خریدار اختیار باید قصد خود را به فروشنده اعلام کند.

پیش‌فرض (Default)
آخرین روز یا زمانی که خریدار گزینه باید به فروشنده قصد خود را برای استفاده از گزینه اعلام کند.

تاریخ تحویل (Delivery Date)
تاریخ سررسید قرارداد، زمانی که تبادل ارزها انجام می‌شود. این تاریخ بیشتر به عنوان تاریخ ارزش در بازارهای ارز (FX) یا پول شناخته می‌شود.

ماه تحویل (Delivery Month)
ماه تقویمی که یک قرارداد آتی به سررسید می‌رسد و قابل تحویل می‌شود.

نقاط تحویل (Delivery Points)
مکان‌هایی که توسط بورس‌های آتی تعیین شده‌اند و در آنجا ارزی که نماینده یک قرارداد آتی است، ممکن است به‌عنوان اجرای قرارداد تحویل داده شود.

ریسک تحویل (Delivery Risk)
اصطلاحی برای توصیف زمانی که یک طرف مقابل نمی‌تواند طرف خود را در معامله انجام دهد، هرچند که مایل به انجام آن است.

تحویل (Delivery)
تسویه یک قرارداد آتی از طریق دریافت یا ارائه یک ابزار مالی یا ارز.

کاهش ارزش (Devaluation)
تنظیم عمدی به سمت پایین یک ارز در مقابل پارامترهای ثابت یا باندهای آن، معمولاً از طریق اعلام رسمی.

دلتا (Delta)
تغییر در ارزش حق‌العمل گزینه که به‌طور کامل با سرمایه‌گذاری از طریق ذخایر تأمین می‌شود و نسبت به تغییر لحظه‌ای در ارزش ابزار زیرین، به‌عنوان یک ضریب بیان می‌شود.

نقل قول مستقیم (Direct Quotation)
نقل قول در واحدهای ثابت ارز خارجی در برابر مقادیر متغیر ارز داخلی.

نرخ تخفیف (Discount Rate)
نرخ بهره‌ای که مؤسسات سپرده‌گذاری واجد شرایط می‌توانند مستقیماً از بانک‌های فدرال رزرو قرض بگیرند. این نرخ توسط فدرال رزرو کنترل می‌شود و مشمول تجارت نیست.

تخفیف (Discount)
نرخ پیش‌رو کمتر از نرخ نقدی (۲) گزینه‌ای که با ارزش ذاتی آن کمتر از قیمت واقعی معامله می‌شود.

دو برابر (Double)
یک گزینه برای خرید یا فروش یک ابزار یا ارز در یک قیمت مشخص. اجرای حق فروش باعث منقضی شدن حق خرید و بالعکس می‌شود.

سفارش کالاهای بادوام (Durable Goods Order)
یک شاخص اقتصادی که تغییرات در فروش محصولات با طول عمر بیش از سه سال را اندازه‌گیری می‌کند.

حرف E

 

معرض اقتصادی (Economic Exposure)
تأثیر تغییرات ارز خارجی بر موقعیت رقابتی آینده یک شرکت را نشان می‌دهد.

اصل الیوت (Elliot Wave Principle)
سیستمی از قوانین تجربی برای تفسیر عمل در بازارها.

اتحادیه اقتصادی و پولی (Economic and Monetary Union – EMU)
تثبیت غیرقابل برگشت نرخ‌های ارز بین ارزهای عضو و جایگزینی آنها با یک ارز اروپایی واحد، یورو.

واحد ارزی اروپایی (European Currency Unit)
سبدی از ارزهای کشورهای عضو.

سیستم پولی اروپایی (European Monetary System – EMS)
سیستمی از قوانین اقتصادی و پولی در اروپا برای حفظ ثبات نرخ ارز و جلوگیری از نوسانات.

اعلام اجرای اختیار (Exercise Notice)
اطلاعیه رسمی که دارنده اختیار می‌خواهد آن را با خرید یا فروش سهام زیرین به قیمت اعمال اجرا کند.

قیمت اجرای اختیار (Exercise Price / Strike Price)
قیمتی که در آن یک اختیار می‌تواند اجرا شود.

تاریخ انقضا (Expiry Date)
آخرین روزی که دارنده اختیار می‌تواند حق خود را برای خرید یا فروش دارایی زیرین اجرا کند.

معرض (Exposure)
مجموعه پولی که به یک وام‌گیرنده یا کشور قرض داده شده است. بانک‌ها قوانینی برای جلوگیری از بیش از حد قرار گرفتن در معرض یک وام‌گیرنده خاص تعیین می‌کنند. در عملیات تجاری، به پتانسیل کسب سود یا زیان از نوسانات قیمت‌های بازار اشاره دارد.

حرف E

 

سفارشات کارخانه (Factory Orders)
یک شاخص اقتصادی که به مجموع سفارشات کالاهای بادوام و غیر بادوام اشاره دارد. سفارشات کالاهای غیر بادوام شامل غذا، لباس، محصولات صنعتی سبک و محصولاتی است که برای نگهداری کالاهای بادوام طراحی شده‌اند.

فد وایر (Fedwire)
یک سیستم ارتباطی و تسویه خودکار که بانک‌های فدرال را به سایر بانک‌ها و مؤسسات سپرده‌گذاری متصل می‌کند.

پر کردن یا لغو (Fill or Kill)
سفارشی که باید برای تجارت وارد شود، معمولاً در یک محوطه سه بار، اگر پر نشود، بلافاصله لغو می‌شود.

Finex
یک بازار ارزی که بخشی از بورس پنبه نیویورک (NYCE) است، قدیمی‌ترین بورس آتی در نیویورک. این بورس قراردادهای آتی را بر روی واحد ارزی اروپایی و USDX، یک سبد از ۱۰ ارز، لیست می‌کند.

سنت‌های ارز خارجی (Foreign Exchange Cents)
لندن بزرگترین مرکز تجارت ارز خارجی است. نیویورک، توکیو، سنگاپور، زوریخ و هنگ کنگ نیز مهم هستند.

بازار ارز خارجی (Foreign Exchange Market)
بازاری که ارزها به‌طور بین‌المللی معامله می‌شوند. حدود ۴-۵ تریلیون (میلیون میلیون) دلار ارز خارجی هر روز در سطح جهانی معامله می‌شود، که ارز خارجی بزرگتر از تمام بازارهای اوراق قرضه جمعی است. بازارهای ارزی به‌صورت نقدی، پیش‌رو، آتی و گزینه‌ها وجود دارند.

پیش‌رو به پیش‌رو (Forward Forward)
معامله‌ای که در آن هر دو مرحله معامله تاریخ ارزش بیشتری نسبت به تاریخ ارزش نقدی کنونی دارند.

پیش‌رو صریح (Forward Outright)
معامله ارز خارجی که در هر روزی بعد از تاریخ تحویل نقدی سررسید می‌شود.

نرخ پیش‌رو (Forward Rate)
نرخ‌های پیش‌رو به‌صورت نقاط پیش‌رو نقل قول می‌شوند، که نشان‌دهنده تفاوت بین نرخ‌های پیش‌رو و نقدی است. برای به‌دست آوردن نرخ پیش‌رو از نرخ واقعی ارز، نقاط پیش‌رو به نرخ ارز اضافه یا کسر می‌شوند. تصمیم به کسر یا افزودن نقاط بستگی به تفاوت بین نرخ‌های سپرده برای هر دو ارز مورد معامله دارد. ارز پایه با نرخ بهره بالاتر به‌عنوان ارز با تخفیف در بازار پیش‌رو شناخته می‌شود. بنابراین نقاط پیش‌رو از نرخ نقدی کسر می‌شوند. به‌طور مشابه، ارز پایه با نرخ بهره پایین‌تر به‌عنوان ارز با حق‌الزحمه در نظر گرفته می‌شود، و نقاط پیش‌رو به نرخ نقدی اضافه می‌شود تا نرخ پیش‌رو به‌دست آید.

پراش پیش‌رو (Forward Spread)
قیمت پیش‌رو که برای تنظیم قیمت نقدی به منظور محاسبه قیمت پیش‌رو استفاده می‌شود. این قیمت بر اساس نرخ تبادل نقدی کنونی، تفاوت نرخ‌های بهره و تعداد روزهای تا تحویل محاسبه می‌شود.

آتی‌ها (Futures)
قراردادهای معاملاتی در بورس. این‌ها توافق‌های قطعی برای تحویل (یا دریافت تحویل) مقدار استاندارد چیزی در یک تاریخ مشخص با یک قیمت از پیش تعیین شده هستند. آتی‌ها در ارزها، سپرده‌های بازار پول، اوراق قرضه، سهام و کالاها وجود دارند. قرارداد آتی اوراق قرضه خزانه‌داری بورس شیکاگو، پرمعامله‌ترین قرارداد مشتقه در جهان است. قرارداد یورو دلار بورس شیکاگو دارای بزرگترین علاقه باز در جهان است.

حرف G

G7
هفت کشور صنعتی پیشرو: ایالات متحده، آلمان، ژاپن، فرانسه، بریتانیا، کانادا و ایتالیا.

شکاف (Gap)
شکاف قیمتی بین دامنه‌های معاملاتی متوالی (یعنی حد پایین دامنه فعلی بالاتر از حد بالا دامنه قبلی است)

Globex
سیستمی برای تجارت الکترونیکی جهانی خارج از ساعات کاری در آتی‌ها و گزینه‌ها که توسط رویترز برای CME و CBOT توسعه یافته است تا در ارتباط با بورس‌های مختلف در سراسر جهان استفاده شود.

استاندارد طلا (Gold Standard)
سیستم اولیه برای حمایت از ارزش ارز صادر شده. به این معنا که قیمت طلا در برابر ارز ثابت است، به این معنی که افزایش عرضه طلا قیمت طلا را پایین نمی‌آورد بلکه باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود.

Tranche طلا (Gold Tranche)
بخشی از سهمیه کشور برای اعضای IMF که باید به‌صورت طلا پرداخت می‌شد. این معمولاً ۲۵٪ از سهمیه بود و بقیه به ارز داخلی پرداخت می‌شد. Tranche طلا به‌طور خودکار برای اعضا بدون شرط در دسترس بود.

تقاطع طلایی (Golden Cross)
تقاطع دو میانگین متحرک متوالی که در یک جهت حرکت می‌کنند و نشان می‌دهند که ارز در همان جهت حرکت خواهد کرد.

خوب تا لغو (Good Until Cancelled)
دستورالعملی به یک کارگزار که برخلاف روش معمول، سفارش در پایان روز معاملاتی منقضی نمی‌شود، هرچند که معمولاً در پایان ماه معاملاتی خاتمه می‌یابد.

تسویه ناخالص (Gross Settlement)
روندی که در آن پرداخت کامل هر تراکنش انجام می‌شود، به‌جای اینکه گروهی از تراکنش‌ها به‌صورت جمعی تسویه شوند، همان‌طور که در بازار ارز (FX) فعلی اتفاق می‌افتد. روشی برای حذف ریسک سرمایه.

محصول ناخالص داخلی (Gross Domestic Product)
مجموع ارزش تولید، درآمد یا هزینه‌های یک کشور که در مرزهای فیزیکی آن کشور تولید شده است.

محصول ناخالص ملی (Gross National Product)
محصول ناخالص داخلی به علاوه “درآمد عوامل از خارج” – درآمد کسب شده از سرمایه‌گذاری یا کار در خارج.

حرف H

 

ارز سخت (Hard Currency)
ارزی که انتظار می‌رود ارزش آن نسبت به سایر ارزها پایدار بماند یا افزایش یابد.

سر و شانه‌ها (Head and Shoulders)
الگویی در روند قیمت که تحلیل‌گران فنی معتقدند نشان‌دهنده معکوس شدن روند قیمت است. قیمت برای مدتی افزایش یافته و در اوج شانه چپ، برداشت سود باعث کاهش یا ثابت ماندن قیمت می‌شود. قیمت دوباره به شدت به سمت سر افزایش می‌یابد قبل از اینکه برداشت سود بیشتری باعث کاهش قیمت به سطح تقریباً همان سطح شانه شود. یک افزایش یا سطح اندک دیگر نشان می‌دهد که یک سقوط بزرگ دیگر در راه است.

حفاظت (Hedging)
استراتژی‌ای برای جبران ریسک‌های بازار که در آن یک موقعیت از موقعیت دیگر حمایت می‌کند.

نسبت هج (Hedge Ratio)
نسبت هج به درصدی اشاره دارد که یک سرمایه‌گذار یا معامله‌گر از یک دارایی را برای پوشش ریسک از نوسانات قیمت آن دارایی، در یک موقعیت هج قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، نسبت هج نشان‌دهنده میزان سرمایه‌گذاری در دارایی اصلی به میزان دارایی هج است.

حرف I

ICCH
شرکت تسویه بین‌المللی کالاها (International Commodities Clearing House Limited) که در لندن مستقر است و به صورت جهانی برای بسیاری از بازارهای آتی فعالیت می‌کند.

IFEMA
توافق‌نامه بین‌المللی ارزهای خارجی.

IMF
صندوق بین‌المللی پول (International Monetary Fund) که در سال ۱۹۴۶ تأسیس شد تا نقدینگی بین‌المللی را در کوتاه و میان‌مدت تأمین کند و تشویق به آزادی نرخ‌های ارز نماید. IMF به کشورها در حل مشکلات تراز پرداخت‌ها با اعطای وام‌ها کمک می‌کند.

IMM
بازار بین‌المللی پول (International Monetary Market) بخشی از بورس کالای شیکاگو که تعدادی از قراردادهای آتی ارزی و مالی را فهرست می‌کند.

نوسان ضمنی (Implied Volatility)
نوسان ضمنی به معنای میزان نوسانی است که بازار برای یک دارایی خاص، بر اساس قیمت گزینه‌ها یا قراردادهای آتی آن دارایی، انتظار دارد. این معیار به طور غیرمستقیم نشان‌دهنده انتظارات بازار از نوسان قیمت در آینده است و معمولاً به عنوان یک شاخص از ریسک یا عدم اطمینان در بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Implied Volatility Skews (نوسانات ضمنی معکوس)
نوسانات ضمنی معکوس به تفاوت در نوسانات ضمنی بین گزینه‌های با قیمت‌های مختلف اشاره دارد. این پدیده به‌طور معمول در بازار گزینه‌ها مشاهده می‌شود و نشان‌دهنده این است که بازار چگونه به تغییرات قیمت دارایی پایه واکنش نشان می‌دهد. به‌عنوان مثال، اگر گزینه‌های با قیمت‌های پایین‌تر نوسانات ضمنی بالاتری نسبت به گزینه‌های با قیمت‌های بالاتر داشته باشند، می‌توان گفت که نوسانات ضمنی معکوس وجود دارد. این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده نگرانی‌های بازار در مورد کاهش قیمت یا نوسانات آینده باشد.

نرخ‌های ضمنی (Implied Rates)
نرخ‌های ضمنی به نرخ‌های تبدیل یا قیمت‌هایی اشاره دارند که از یک بازار مالی دیگر استخراج می‌شوند، معمولاً از بازار آتی یا بازار گزینه‌ها، و نشان‌دهنده انتظارات بازار از حرکت آینده یک دارایی خاص هستند. این نرخ‌ها به‌طور معمول برای پیش‌بینی حرکات آتی قیمت‌ها یا برای ارزیابی عملکرد یک سرمایه‌گذاری استفاده می‌شوند. به‌عنوان مثال، در بازار ارز، نرخ‌های ضمنی می‌توانند برای پیش‌بینی نرخ‌های تبدیل آینده بین دو ارز مورد استفاده قرار گیرند.

In-the-Money
یک گزینه خرید (call option) زمانی درون‌پول (in-the-money) است که قیمت ابزار پایه بالاتر از قیمت اعمال/ضربه باشد. یک گزینه فروش (put option) درون‌پول است اگر قیمت ابزار پایه پایین‌تر از قیمت اعمال/ضربه باشد.

ارز غیرقابل تبدیل (Inconvertible Currency)
ارزی که نمی‌توان آن را به ارزهای دیگر تبدیل کرد، معمولاً به دلیل ممنوعیت‌های ناشی از مقررات ارزی.
این نوع ارزها معمولاً در کشورهایی که کنترل‌های سخت‌گیرانه‌ای بر روی مبادلات ارزی دارند، وجود دارند و ممکن است موجب محدودیت در تجارت بین‌المللی شوند.

پیوند شاخص (Index Linking)
فرآیند پیوند دادن دستمزدها، پرداخت‌های اجتماعی، قیمت‌ها، نرخ‌های بهره یا مقادیر وام به یک شاخص اقتصادی، معمولاً از نوع قیمت‌ها.
این روش به‌طور معمول برای حفاظت از قدرت خرید در برابر تورم استفاده می‌شود، به‌طوری‌که افزایش در شاخص به افزایش در دستمزدها یا پرداخت‌ها منجر می‌شود.

قیمت پیشنهادی (Indicative Quote)
قیمت پیشنهادی که توسط سازندگان بازار ارائه می‌شود و غیرقطعی است.
این قیمت‌ها به‌عنوان راهنمایی برای معامله‌گران استفاده می‌شود و معمولاً ممکن است در هنگام خرید و فروش واقعی تغییر کنند.

شاخص تولید صنعتی (Industrial Production Index)
یک شاخص همزمان که خروجی فیزیکی تولید، معدن و خدمات عمومی را اندازه‌گیری می‌کند.
این شاخص به‌عنوان معیاری برای سنجش فعالیت‌های اقتصادی در بخش‌های صنعتی و خدماتی کشور استفاده می‌شود.

تورم (Inflation)
افزایش مداوم در سطح قیمت کلی به همراه کاهش مرتبط در قدرت خرید.
تورم معمولاً نشان‌دهنده افزایش در هزینه زندگی است و می‌تواند بر تصمیمات اقتصادی و مالی افراد و کسب‌وکارها تأثیر بگذارد.

حاشیه اولیه (Initial Margin)
حاشیه‌ای که یک سپرده برگشت‌پذیر است و توسط خریداران و فروشندگان به شرکت تسویه برای تأمین یک موقعیت جدید در قراردادهای آتی یا اختیاری واریز می‌شود.
این حاشیه به‌عنوان نوعی ضمانت برای تأمین تعهدات مالی در قراردادهای آتی استفاده می‌شود.

دستور (Instruction)
مشخصات بانک‌ها که باید وجوه به آن‌ها در هنگام تسویه پرداخت شود.
این دستورها معمولاً شامل اطلاعاتی درباره انتقال وجه، مبلغ و گیرنده است.

نرخ‌های بین‌بانکی (Inter-bank Rates)
نرخ‌های پیشنهاد و درخواست که بانک‌های بین‌المللی برای واریزات یکدیگر قرار می‌دهند.
این نرخ‌ها اساس بازار بین‌بانکی را تشکیل می‌دهند و می‌توانند نشان‌دهنده وضعیت نقدینگی در بازار باشند.

کارگزار بین‌معامله‌ای (Inter-dealer Broker)
کارگزار متخصصی که به‌عنوان واسطه بین سازندگان بازار عمل می‌کند و به خرید یا فروش اوراق بهادار برای بهبود وضعیت خود می‌پردازد بدون اینکه هویت آن‌ها را به دیگر سازندگان بازار افشا کند.
این کارگزاران نقش مهمی در بهبود نقدینگی و کارایی بازار دارند.

آربیتراژ بهره (Interest Arbitrage)
تغییر به یک ارز دیگر با خرید نقدی و فروش آتی و سرمایه‌گذاری عواید برای به دست آوردن بازده بالاتر.
آربیتراژ بهره می‌تواند به سمت داخل (از ارز خارجی به ارز محلی) یا به سمت خارج (از ارز محلی به ارز خارجی) باشد و به معامله‌گران امکان می‌دهد از تفاوت نرخ‌های بهره بهره‌برداری کنند.

برابری بهره (Interest Parity)
یک ارز در برابری بهره با ارز دیگر است زمانی که تفاوت در نرخ‌های بهره با حاشیه‌های نرخ‌های آتی برابر شود.
این مفهوم به توازن بازارهای مالی اشاره دارد و نشان می‌دهد که نرخ‌های بهره در کشورها به طور طبیعی باید با یکدیگر همخوانی داشته باشند.

گزینه‌های نرخ بهره (Interest Rate Options)
توافقی که به یک طرف اجازه می‌دهد تا نرخ بهره خاصی را به دست آورد، هم به‌صورت OTC و هم توسط بورس‌ها صادر می‌شود.
این گزینه‌ها به سرمایه‌گذاران امکان می‌دهند تا ریسک‌های مربوط به نوسانات نرخ بهره را مدیریت کنند.

کلاه نرخ بهره (Interest Rate Cap)
توافقی که به خریدار کلاه (cap) حداکثر نرخ بهره برای نیازهای آینده وام‌دهی را فراهم می‌کند.
این نوع توافق به وام‌گیرندگان کمک می‌کند تا از افزایش ناگهانی نرخ بهره در آینده محافظت کنند.

گودال نرخ بهره (Interest Rate Collar)
ترکیبی از یک کلاه و یک کف (floor) برای ارائه حداکثر و حداقل نرخ‌های بهره برای وام‌گیری یا وام‌دهی.
این ابزار مالی به وام‌گیرندگان و وام‌دهندگان این امکان را می‌دهد که ریسک‌های مربوط به نوسانات نرخ بهره را کاهش دهند.

کف نرخ بهره (Interest Rate Floor)
توافقی که حداقل نرخ بهره را برای نیازهای آینده وام‌دهی برای خریدار فراهم می‌کند.
این نوع توافق به وام‌دهندگان کمک می‌کند تا از کاهش نرخ‌های بهره در آینده محافظت کنند.

مبادلات نرخ بهره (Interest Rate Swaps)
توافقی برای مبادله ریسک‌های بهره از متغیر به ثابت یا برعکس.
در این مبادلات، هیچ مبادله‌ای از اصل صورت نمی‌گیرد و فقط جریان‌های نقدی بهره مبادله می‌شود که می‌تواند به مدیریت ریسک‌های مالی کمک کند.

مداخله (Intervention)
اقدام بانک مرکزی برای تأثیرگذاری بر ارزش ارز خود با ورود به بازار.
مداخله مشترک به اقدام تعدادی از بانک‌های مرکزی برای کنترل نرخ‌های ارز اشاره دارد و می‌تواند به تثبیت نوسانات ارزی کمک کند.

حد داخلی روز (Intra-Day limit)
حدی که توسط مدیریت بانک برای اندازه هر موقعیت داخلی یک معامله‌گر تعیین می‌شود.
این محدودیت‌ها به‌منظور مدیریت ریسک و جلوگیری از خسارات بزرگ در معاملات روزانه وضع می‌شوند.

موقعیت‌های داخلی روز (Intra-Day Position)
موقعیت‌های باز که یک معامله‌گر در طول روز نگه می‌دارد.
این موقعیت‌ها معمولاً تا پایان روز تسویه می‌شوند و می‌توانند به‌عنوان راهی برای کسب سود از نوسانات کوتاه‌مدت استفاده شوند.

ارزش ذاتی (Intrinsic Value)
میزان پولی که یک گزینه درون‌پول است.
ارزش ذاتی تفاوت بین قیمت اعمال/ضربه و قیمت ابزار پایه است و نشان‌دهنده سود بالقوه‌ای است که یک گزینه می‌تواند به‌همراه داشته باشد.

بازار معکوس (Inverted Market)
بازاری که در آن ابزارهای کوتاه‌مدت با قیمت‌های بالاتر نسبت به ابزارهای بلندمدت معامله می‌شوند.
این نوع بازار می‌تواند نشانه‌ای از نوسانات اقتصادی یا انتظارات منفی در آینده باشد.

IOM
بازار شاخص و گزینه‌ها (Index and Options Market) بخشی از بورس کالای شیکاگو.
این بازار به معامله‌گران این امکان را می‌دهد که در معاملات مربوط به شاخص‌ها و گزینه‌ها شرکت کنند و ابزارهای متنوعی برای مدیریت ریسک در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

حرف J

 

منحنی J (J Curve)
اصطلاحی که تأثیر مورد انتظار یک کاهش ارزش بر تراز تجاری یک کشور را توصیف می‌کند.
انتظار می‌رود که هزینه‌های واردات قبل از افزایش سفارش‌ها و دریافتی‌های صادرات افزایش یابد، که نشان‌دهنده تأخیر در واکنش به تغییرات نرخ ارز است.

(Jawbone) صحبت‌های غیررسمی
اعلانات و بیانیه‌های سیاستمداران یا مقامات پولی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات بخش‌های کسب‌وکار، مصرف‌کننده یا اتحادیه‌های تجاری، که معمولاً با پیش‌بینی‌ها و پیامدهای سیاست مرتبط است.

ریسک حوزه قضایی (Jurisdiction Risk)
(۱) ریسک ذاتی در قرار دادن وجوه در مرکزی که تحت حوزه قضایی یک مرجع قانونی خارجی قرار دارد.
(۲) ریسک در اعطای وام تحت قوانین کشور دیگری.

حرف K

کاپا (Kappa)
معیاری برای حساسیت قیمت یک گزینه به تغییر در نوسان ضمنی آن.

ارز کلیدی (Key Currency)
کشورهای کوچک که به شدت به صادرات وابسته‌اند، ارزهای خود را به شرکای تجاری اصلی خود تنظیم می‌کنند، که اجزای سبد ارزی هستند.

کیوی (Kiwi)
اصطلاح عامیانه برای دلار نیوزیلند.

نک این (Knock In)
فرایندی که در آن یک گزینه باریر (اروپایی) فعال می‌شود زمانی که قیمت فعلی زیرین در پول است. نک اوت معنای مربوطه‌ای دارد اگرچه گزینه ممکن است به طور دائمی متوقف شود.

حرف L

 

نردبان (Ladder)
تحلیل معامله‌گران از کتاب آتی یا کتاب سپرده که هر معامله موجود را بر اساس تاریخ سررسید نشان می‌دهد و موقعیت خالص در هر تاریخ آینده را ایجاد می‌کند.

شاخص تأخیری (Lagging Indicator)
معیاری از فعالیت اقتصادی که تمایل دارد بعد از تغییر در اقتصاد کلی تغییر کند، مانند CPI.

حقوق منقضی‌شده (Lapsed Rights)
حقوقی که برای آنها پرداخت‌های خرید تا تاریخ پذیرش انجام نشده است.

آخرین روز معاملاتی (Last Trading Day)
روزیکه معاملات برای یک قرارداد منقضی شده متوقف می‌شود.

تعدیل (Lay Off)
انجام یک معامله در بازار برای جبران یک معامله قبلی و بازگشت به یک موقعیت خنثی.

شاخص‌های پیشرو (Leading Indicators)
آمارهایی که به عنوان پیش‌نیاز تغییرات در نرخ‌های رشد اقتصادی و فعالیت‌های تجاری کل محسوب می‌شوند، مانند سفارش‌های کارخانه.

پیشروی و تأخیر (Leads and Lags)
تأثیر بر پرداخت‌های تجاری خارجی ناشی از یک تغییر پیش‌بینی شده در نرخ ارز، معمولاً یک کاهش ارزش. در این حالت، پرداخت‌های واردات سریع‌تر و دریافتی‌های صادرات کندتر می‌شود.

سمت چپ (Left-hand Side)
گرفتن سمت چپ یک نقل قول دو طرفه، یعنی فروش ارز نقل قول شده. ببینید سمت راست.

اهرم (Leverage)
در اصطلاح گزینه‌ها، این به تغییر نامتناسب بزرگ در حق بیمه به نسبت حرکت قیمت نسبی ابزار زیرین اشاره دارد.

بدهی (Liability)
در زمینه ارزهای خارجی، تعهد به تحویل به یک طرف مقابل مقدار معینی از ارز، چه در ارتباط با یک دارایی ترازنامه در یک تاریخ مشخص در آینده و چه در ارتباط با یک معامله آتی یا نقدی که به پایان نرسیده است.

لیبور (LIBOR)
نرخ پیشنهادی بین‌بانکی لندن، نرخی که یک بانک به بانک دیگر برای قرض دادن پول می‌دهد.

مدت قرارداد (Life of Contract)
مدت زمان بین آغاز معاملات در یک آینده خاص و انقضای معاملات.

لیفه (LIFFE)
بورس آتی مالی بین‌المللی لندن.

محدودیت نزولی (Limit Down)
حداکثر کاهش قیمتی که از قیمت تسویه روز معاملاتی قبلی مجاز است در یک جلسه معاملاتی.

حرکت محدود (Limit Move)
قیمتی که در یک جلسه معاملاتی به حداکثر مجاز افزایش یا کاهش یافته است.

سفارش محدود (Limit Order)
سفارش خرید یا فروش مقدار مشخصی از یک دارایی در قیمت مشخص یا بهتر.

محدودیت صعودی (Limit Up)
حداکثر افزایش قیمتی که از قیمت تسویه روز معاملاتی قبلی مجاز است در یک جلسه معاملاتی.

محدودیت (Limit)
(۱) حداکثر نوسان قیمتی که توسط یک بورس از قیمت تسویه جلسه قبلی برای یک قرارداد خاص مجاز است.
(۲) در بانکداری بین‌المللی، محدودیتی که یک بانک مایل به وام دادن در یک کشور است.
(۳) مقدار تجارتی که یک بانک مایل به تجارت با بانک دیگر است.
(۴) مقدار مجاز تجارت یک معامله‌گر در یک ارز خاص.

قابلیت تبدیل محدود (Limited Convertibility)
زمانی که ساکنان یک کشور از خرید ارزهای دیگر منع می‌شوند در حالی که غیرساکنان ممکن است کاملاً آزاد باشند تا ارز ملی را خرید و فروش کنند.

حرف M

 

M1
نقدینگی در گردش به علاوه سپرده‌های دیداری در بانک‌های تجاری. تعاریف دقیق‌تری توسط مقامات مالی ملی وجود دارد.

M2
شامل سپرده‌های دیداری، سپرده‌های زمانی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری بازار پول به‌استثنای سپرده‌های بزرگ.

M3
در بریتانیا، M1 به علاوه سپرده‌های زمانی و سپرده‌های دیداری عمومی و خصوصی است که توسط بخش عمومی

نگهداری می‌شود.

M4
در ایالات متحده، M2 به علاوه سپرده‌های قابل مذاکره است.

مارجین نگهداری (Maintenance Margin)
حداقل مارجینی که یک سرمایه‌گذار باید در هر زمان در یک حساب مارجین برای هر قرارداد باز نگه دارد.

بازارسازی (Make a Market)
اگر یک معامله‌گر قیمت‌های پیشنهادی و درخواست‌ها را اعلام کند که در آن آماده خرید و فروش است، گفته می‌شود که بازارسازی می‌کند.

شناور مدیریت‌شده (Managed Float)
زمانی که مقامات پولی به طور منظم در بازار دخالت می‌کنند تا نرخ‌ها را پایدار کنند یا نرخ ارز را به سمت موردنظر هدایت کنند.
مارجین (Margin)
(۱) تفاوت بین نرخ‌های خرید و فروش، همچنین برای نشان دادن تخفیف یا حقه بین نقدی یا آتی استفاده می‌شود.
(۲) برای گزینه‌ها، مبلغی که به عنوان وثیقه از نویسنده یک گزینه مورد نیاز است.
(۳) برای معاملات آتی، سپرده‌ای که در هنگام ایجاد موقعیت آتی به اتاق تسویه پرداخت می‌شود.
(۴) درصد ذخیره‌ای که توسط فدرال رزرو ایالات متحده برای انجام یک معامله اعتباری اولیه لازم است.

فراخوان مارجین (Margin Call)
درخواستی برای واریز وجوه اضافی به حساب مارجین برای برآورده کردن الزامات مارجین به دلیل حرکات منفی آینده قیمت‌ها.

ریسک حاشیه‌ای (Marginal Risk)
ریسک ورشکستگی یک مشتری پس از ورود به یک قرارداد آتی. در چنین حالتی، صادرکننده باید تعهد را خاتمه دهد و در خطر پرداخت حرکات حاشیه‌ای قرارداد قرار می‌گیرد.

به‌روزرسانی به بازار (Mark to Market)
تنظیم روزانه یک حساب برای نشان دادن سودها و ضررهای انباشته، که معمولاً برای محاسبه تغییرات مارجین‌ها الزامی است.

حق بیمه (Markup)
حق بیمه.

مقدار بازار (Market Amount)
حداقل مقدار معمولی که بین بانک‌ها معامله می‌شود.

سازنده بازار (Market Maker)
سازنده بازار شخص یا شرکتی است که مجاز به ایجاد و حفظ یک بازار در یک ابزار است.

سفارش بازار (Market Order)
سفارشی برای خرید یا فروش یک ابزار مالی به‌طور فوری با بهترین قیمت ممکن.

مارشال-لرنر (Marshall – Lerner)
مدلی که بیان می‌کند اگر مجموع کشش‌های تقاضا برای یک کشور و واردات آن بیشتر از یک باشد، آنگاه کاهش ارزش تأثیر مثبتی بر تراز تجاری خواهد داشت.

ازدواج (Marry)
زمانی که یک معامله‌گر قادر است دو معامله مشتری را که یکدیگر را جبران می‌کند، مطابقت دهد.

کتاب تطبیق‌شده (Matched Book)
اگر توزیع سررسیدهای بدهی‌های یک بانک برابر با دارایی‌های آن باشد، گفته می‌شود که یک کتاب تطبیق‌شده را اداره می‌کند.

تطابق (Matching)
فرآیند اطمینان از اینکه خریدها و فروش‌ها در هر ارز و سپرده‌های دریافتی و پرداختی در هر ارز، به‌صورت تعادل از نظر مقدار و سررسید هستند.

سیستم‌های تطابق (Matching Systems)
سیستم‌های الکترونیکی که بازار بروکرهای سنتی را تکرار می‌کنند. قیمتی که یک بانک نشان می‌دهد، برای همه معاملات قابل دسترسی است.

تاریخ سررسید (Maturity Date)
(۱) آخرین روز معاملاتی یک قرارداد آتی.
(۲) تاریخی که یک اوراق قرضه سررسید می‌شود، که در آن زمان ارزش اسمی به خریدار بازگردانده می‌شود. گاهی اوقات تاریخ سررسید یک تاریخ مشخص نیست، بلکه دامنه‌ای از تاریخ‌هاست که در آن اوراق قرضه ممکن است بازپرداخت شود.

قیمت میانه یا نرخ میانه (Mid-price or Middle Rate)
قیمتی که در وسط دو قیمت قرار دارد، یا میانگین هر دو قیمت خرید و فروش که توسط سازندگان بازار ارائه می‌شود.

حداقل نوسان قیمت (Minimum Price Fluctuation)
کوچک‌ترین افزایش ممکن در حرکت قیمت بازار برای یک قرارداد آتی خاص.

حداقل ذخیره (Minimum Reserve)
ذخایر مورد نیاز برای واریز در بانک‌های مرکزی توسط بانک‌های تجاری و دیگر مؤسسات مالی. گاهی اوقات به عنوان ذخایر ثبت‌شده شناخته می‌شود.

عدم تطابق (Mismatch)
(۱) عدم تطابق بین سررسیدهای نرخ بهره دارایی‌ها و بدهی‌های یک بانک.
(۲) خریدهای آتی که در تاریخ ارزش با فروش‌های آتی در یک ارز خاص متفاوت هستند.

MITI
وزارت تجارت و صنعت ژاپن.

MM
بازارهای پولی.

مکتب پولی (Monetarism)
مدرسه‌ای از اقتصاد که معتقد است کنترل سخت بر عرضه پول ابزار اصلی برای اجرای سیاست پولی، به‌ویژه در برابر تورم است. سیاست‌ها شامل کاهش هزینه‌های عمومی و نرخ‌های بهره بالا می‌شود.

پایه پولی (Monetary Base)
نقدینگی در گردش به علاوه سپرده‌های مورد نیاز و اضافی بانک‌ها در بانک مرکزی.

تسهیل پولی (Monetary Easing)
کاهش ملایم محدودیت‌های پولی از طریق تغییر نرخ بهره، عرضه پول و نسبت‌های سپرده.

سیاست پولی (Monetary Policy)
مدیریت عرضه پول یک کشور توسط بانک مرکزی. نظریه اقتصادی زیر بنای سیاست پولی نشان می‌دهد که کنترل رشد میزان پول در اقتصاد کلید کنترل قیمت‌ها و بنابراین تورم است. با این حال، قابلیت پولی بانک‌های مرکزی به شدت تحت تأثیر جابجایی‌های جهانی پول قرار دارد. این موضوع آنها را مجبور می‌کند که از ابزار غیرمستقیم دستکاری نرخ ارز استفاده کنند.

اتحادیه پولی (Monetary Union)
توافقی بین کشورها برای حفظ یک نرخ تبدیل ثابت بین ارزهای آنها. فرآیندی که EMS به آن منتهی می‌شود، به‌ویژه پس از معاهده ماستریخت.

بازار پولی (Money Market)
بازاری که شامل مؤسسات مالی و معامله‌گران در پول یا اعتبار است که می‌خواهند قرض بگیرند یا وام بدهند.

عملیات بازار پولی (Money Market Operations)
شامل پذیرش و وام‌دهی مجدد سپرده‌ها در بازار پولی است.

عرضه پول (Money Supply)
مقدار پول در اقتصاد که می‌تواند به روش‌های مختلف اندازه‌گیری شود. به تعاریف M0-M4 مراجعه کنید.

ملت مورد علاقه (Most Favoured Nation – MFN)
تعهد به ارائه نرخ معافیت تعرفه‌ای که به اعضای GATT داده می‌شود. ممکن است نرخ‌های معافتی بیشتری وجود داشته باشد.

میانگین متحرک (Moving Average)
روشی برای هموار کردن مجموعه‌ای از داده‌ها که به‌طور گسترده‌ای در سری زمانی قیمت‌ها استفاده می‌شود.

حرف N

 

مداخله برهنه (Naked Intervention)
مداخله‌ای از سوی بانک مرکزی در بازار ارز که فقط شامل فعالیت‌های ارزی است. این نوع مداخله تأثیرات پولی بر عرضه پول و تأثیرات بلندمدت بر ارز خارجی دارد.

پول باریک (Narrow Money)
تعریف محدود از پول که شامل نقدینگی یا نزدیک به نقدینگی، یعنی M1 یا M0 است.

قراردادهای نزدیک (Nearby Contracts)
نزدیک‌ترین قراردادهای فعال آتی، یعنی قراردادهایی که به زودی منقضی می‌شوند.

شیب منفی منحنی بازده (Negative Sloping Yield Curve)
منحنی بازدهی که در آن نرخ‌های بهره در تاریخ‌های کوتاه‌تر بالاتر از نرخ‌های بهره در تاریخ‌های بلندتر است.

تنظیم (Netting)
فرایندی که به مؤسسات اجازه می‌دهد تا در پایان روز فقط وضعیت‌های خالص خود را با یکدیگر تسویه کنند، در یک معامله واحد، نه به صورت معامله به معامله.

وضعیت خالص (Net Position)
تعداد قراردادهای آتی خریداری شده یا فروخته شده که هنوز با معاملات متضاد تسویه نشده‌اند.

سفارش توقف ضرر قیمت بهترین بعدی (Next Best Price Stop-loss Order)
سفارش توقف ضرر که باید پس از رسیدن به سطح درخواست اجرا شود.

نقل قول اسمی (Nominal Quotation)
در بازارهای آتی برای اشاره به قیمت تخمینی برای یک ماه یا تاریخ آینده که هیچ قیمت پیشنهادی، درخواست یا معاملاتی برای آن وجود ندارد، استفاده می‌شود.

نام نماینده (Nominee Name)
نامی که یک اوراق بهادار به آن ثبت و در امانت به نمایندگی از مالک واقعی نگهداری می‌شود.

حساب نستور (Nostro Account)
حساب جاری ارز خارجی که با بانک دیگری نگهداری می‌شود. این حساب برای دریافت و پرداخت دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی به ارز کشوری که بانک در آن قرار دارد، استفاده می‌شود.

یادداشت (Note)
ابزار مالی که شامل وعده پرداخت به جای دستوری برای پرداخت یا گواهی بدهی است.

روز اطلاع‌رسانی (Notice Day)
هر روزی که ممکن است اعلامیه‌هایی برای تحویل قراردادهای آتی صادر شود.

حرف O

 

مقدار غیر استاندارد (Odd Lot)
مقدار غیر استاندارد برای یک معامله.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)
سازمانی متشکل از کشورهای توسعه‌یافته.

پیشنهاد (Offer)
قیمتی که فروشنده حاضر است به فروش برساند. بهترین پیشنهاد، پایین‌ترین چنین قیمتی است.

بازار پیشنهادی (Offered Market)
وضعیت موقتی که در آن پیشنهادها از درخواست‌ها بیشتر است.

تسویه (Offset)
بستن یا تصفیه یک موقعیت آتی.

حساب تسویه‌های رسمی (Official Settlements Account)
معیاری از تراز پرداخت‌های ایالات متحده که بر اساس حرکت دلار در ذخایر رسمی خارجی و ذخایر ایالات متحده است. همچنین به عنوان حساب معامله ذخیره نیز شناخته می‌شود.

بانوی قدیمی (Old Lady)
اصطلاحی برای بانک انگلستان که به “بانوی قدیمی خیابان Threadneedle” اشاره دارد.

حساب جامع (Omnibus Account)
حسابی که توسط یک کارگزار با دیگری نگهداری می‌شود و در آن همه حساب‌های کارگزار اول ترکیب و فقط به نام آن نگهداری می‌شود، نه به صورت جداگانه.

منافع باز (Open Interest)
تعداد کل قراردادهای اختیاری یا آتی که هنوز با تسویه یا تحویل بسته نشده‌اند.

فریاد باز (Open Outcry)
روش حراج عمومی برای تجارت که با فریاد زدن پیشنهادات و درخواست‌ها در یک حلقه یا گودال معاملاتی انجام می‌شود و آن‌ها را قبول می‌کنند.

عملیات بازار باز (Open Market Operations)
عملیات بانک مرکزی در بازارها برای تأثیرگذاری بر نرخ‌های ارز و بهره.

موقعیت باز (Open Position)
تفاوت بین دارایی‌ها و بدهی‌ها در یک ارز خاص. این ممکن است بر اساس هر ارز به طور جداگانه یا موقعیت تمام ارزها زمانی که به ارز پایه محاسبه می‌شود، اندازه‌گیری شود.

اختیار (Option)
قراردادی که حق خرید (Call) یا فروش (Put) مقدار مشخصی از یک ابزار را با قیمت مشخص در یک دوره زمانی تعیین شده اعطا می‌کند، اما الزامی برای انجام آن ندارد.

کلاس اختیار (Option Class)
همه اختیارات از یک نوع – Call یا Put – که بر روی یک ابزار پایه مشخص شده‌اند.

سری اختیار (Option Series)
همه اختیارات از یک کلاس که قیمت و تاریخ انقض یکسانی دارند.

مارجین اولیه (Original Margin)
به مارجین اولیه (Initial Margin) مراجعه کنید.

OTC
بازاری که به طور مستقیم بین معامله‌گران و اصول‌گذاران از طریق تلفن و شبکه کامپیوتری انجام می‌شود و نه در یک صحنه معاملاتی تنظیم‌شده. این بازارها به شدت محبوب نیستند. آن‌ها هرگز بخشی از بورس سهام نبوده‌اند زیرا به عنوان “غیررسمی” شناخته می‌شدند. هر شرکت OTC بازارهایی را در سهام لیست محدودی از شرکت‌ها (معمولاً کوچک و کم‌نام) ایجاد می‌کند. این روزها تجارت OTC به عنوان “دوستانه برای مصرف‌کننده” شناخته می‌شود، به این معنا که به دنبال بهترین قیمت ممکن برای خریداران و فروشندگان است. با این حال، سازندگان بازار، که بسیاری از آن‌ها حرکات بازار را به طور عمدی ایجاد می‌کنند، احساس می‌کنند که از بازار OTC کنار گذاشته شده‌اند و این که سفته‌بازی، آربیتراژ و “تجارت هوشمند” توسط این بازار جدید تضعیف شده است.

خارج از پول (Out-of-the-Money)
یک اختیار Put خارج از پول است اگر قیمت اجرایی/ضرب پایین‌تر از قیمت ابزار پایه باشد. یک اختیار Call خارج از پول است اگر قیمت اجرایی/ضرب بالاتر از قیمت ابزار پایه باشد.

معامله قطعی (Outright Deal)
معامله‌ای آتی که بخشی از عملیات سواپ نیست.

اضافه بار (Overhang)
نگهداری از ارز خارجی که به طور موقت نمی‌تواند از ارز ذخیره به سایر دارایی‌های ذخیره تبدیل شود.

اقتصاد داغ (Overheated Economy)
اقتصادی که در آن نرخ‌های رشد بالا فشار زیادی به ظرفیت تولید وارد می‌کند و منجر به افزایش فشارهای تورمی و نرخ‌های بهره بالاتر می‌شود.

حد مجاز شبانه (Overnight Limit)
موقعیت خالص بلند یا کوتاه در یک یا چند ارز که یک معامله‌گر می‌تواند به روز معاملاتی بعدی منتقل کند. انتقال به اتاق‌های معاملاتی دیگر بانک در منطقه زمانی معاملاتی بعدی نیاز به نگهداری این معاینات غیر قابل نظارت را کاهش می‌دهد.

شبانه (Overnight)
معامله‌ای از امروز تا روز کاری بعدی.

خارج از بورس (Over the Counter)
به OTC مراجعه کنید.

نوسان‌سنج‌ها (Oscillators)
روش‌های کمی طراحی شده برای ارائه سیگنال‌های مربوط به شرایط خرید بیش از حد و فروش بیش از حد.

حرف P

 

بسته معاملاتی (Package deal)
زمانی که تعدادی از سفارش‌های خرید و/یا سپرده باید به‌طور همزمان اجرا شوند.

ارزش اسمی (Par)
(۱) ارزش اسمی یک اوراق بهادار یا ابزار.
(۲) ارزش رسمی یک ارز.

پاریس (Paris)
اصطلاحی برای نرخ ارز نقدی دلار آمریکا به فرانک فرانسه.

برابری (Parity)
(۱) اصطلاح بازار ارز برای بیان اینکه قیمت شما، قیمت صحیح بازار است.
(۲) نرخ‌های رسمی به‌عنوان SDR یا ارز دیگر.

برابری‌ها (Parities)
ارزش یک ارز به‌طور نسبی در برابر ارز دیگر.

شبکه برابری (Parity Grid)
اصطلاحی در زمینه سیستم پولی اروپا که شامل نقاط مداخله بالا، مرکزی و پایین بین ارزهای کشورهای عضو است.

پیگ (Pegged)
تاریخ پرداخت تقسیم سود یا سود بهره اوراق قرضه که قرار است پرداخت شود.

تاریخ پرداخت (Payment Date)
سیستمی که در آن یک ارز با ارز دیگر هم‌راستا می‌شود، برخی پیگ‌ها سفت و سخت هستند در حالی که دیگران دارای نوارهایی از حرکت هستند.

پترو دلار (Petrodollars)
ذخایر ارزی کشورهای تولیدکننده نفت که از فروش نفت ناشی می‌شود.

بورس سهام فیلادلفیا (Philadelphia Stock Exchange – PHLX)
قدیمی‌ترین بورس اوراق بهادار ایالات متحده که معاملات آتی ارز و گزینه‌های آن را ارائه می‌دهد.

پیپ (Pip)
به نقطه (Point) مراجعه کنید.

نقطه (Point)
(۱) یک صدم درصد، معمولاً ۱۰,۰۰۰ از هر نرخ نقدی. تغییرات نرخ ارز معمولاً به‌صورت نقاط بیان می‌شوند.
(۲) یک درصد در یک نرخ بهره، مثلاً از ۸٪ به ۹٪.
(۳) حداقل نوسان یا کوچک‌ترین افزایش در حرکت قیمت.

بیمه پرتفوی (Portfolio Insurance)
استراتژی پوشش گزینه‌ای برای محافظت از موقعیت‌های طولانی در بازار نقدی.

موقعیت (Position)
مجموع تعهدات خالص در یک ارز معین. یک موقعیت می‌تواند بدون ریسک، بلند (خرید بیشتر از فروش) یا کوتاه (فروش بیشتر از خرید) باشد.

کارگزار موقعیت (Position Clerk)
کارمندی که به معامله‌گر در ثبت موقعیت و اطمینان از تکمیل و انتقال تمام بلیت‌های معاملاتی به دفتر مرکزی کمک می‌کند.

محدودیت موقعیت (Position Limit)
حداکثر موقعیت، چه خالص بلند یا کوتاه، در یک قرارداد آتی یا در تمامی قراردادهای آتی یک ارز یا ابزار که می‌تواند توسط یک شخص نگهداری یا کنترل شود.

تاریخ‌های پیش از نقد (Pre-Spot Dates)
دوره‌های استاندارد اعلام شده که بین تاریخ معامله و تاریخ ارزش نقدی کنونی قرار دارند.

پاداش (Premium)
(۱) مقداری که نرخ آتی از نرخ نقدی بیشتر است.
(۲) مقداری که قیمت بازار یک اوراق قرضه از ارزش اسمی آن بیشتر است.
(۳) در گزینه‌ها، قیمتی که خریدار گزینه فروش یا خرید باید به فروشنده گزینه پرداخت کند.
(۴) حاشیه‌ای که بالاتر از سطح قیمت معمول پرداخت می‌شود.

ذخایر اولیه (Primary Reserves)
ذخایر پولی مرتبط با طلا، مانند طلا، SDR و غیره.

نرخ بهره اصلی (Prime Rate)
(۱) نرخی که از آن نرخ‌های وام‌دهی بانک‌ها در ایالات متحده محاسبه می‌شود.
(۲) نرخ تخفیف قبوض بانک‌های اصلی در انگلستان.

مبلغ اصلی (Principal)
تجارت‌گری که سهام را برای حساب خود خرید و فروش می‌کند.

شاخص قیمت تولیدکننده (Producer Price Index)
شاخص اقتصادی که تغییرات متوسط قیمت‌هایی را که تولیدکنندگان داخلی برای تولید خود در تمامی مراحل پردازش دریافت می‌کنند، اندازه‌گیری می‌کند.

نمودار سود (Profit Graph)
نمایش گرافیکی از سود یک استراتژی گزینه‌ای برای قیمت‌های مختلف دارایی‌های پایه.

سودبرداری (Profit Taking)
واپس‌گیری یک موقعیت برای تحقق سودها.

پوشش نمایندگی (Proxy Hedge)
اصطلاحی برای توصیف زمانی که لازم است علیه ارزی که بازار ندارد، اما از یک ارز اصلی پیروی می‌کند، پوشش داده شود؛ پوشش بر علیه ارز اصلی وارد می‌شود.

برابری قدرت خرید (Purchasing Power Parity)
مدل تعیین نرخ ارز که بیان می‌کند قیمت یک کالا در یک کشور باید با قیمت همان کالا در کشور دیگر برابر باشد، که با نرخ کنونی مبادله می‌شود. به عنوان قانون قیمت واحد نیز شناخته می‌شود.

گزینه فروش (Put Option)
گزینه فروش حق ولی نه تعهد به فروش ارزها، ابزارها یا قراردادهای آتی در قیمت اعمال گزینه در یک دوره زمانی معین را اعطا می‌کند.

برابری گزینه‌های خرید و فروش (Put Call Parity)
رابطه تعادلی بین پاداش‌های گزینه‌های خرید و فروش با همان قیمت و تاریخ انقضا.

هرم‌گذاری (Pyramiding)
استفاده از نقدینگی ناشی از حاشیه‌های مثبت متغیر در یک موقعیت آتی برای افزایش اندازه موقعیت، هر reinvestment به‌صورت افزایش‌های کوچک‌تر.

حرف Q

 

سهمیه (Quota)
(۱) محدودیتی بر واردات یا صادرات.
(۲) سهمیه یک کشور به صندوق بین‌المللی پول.

نقل قول (Quote)
قیمت تخمینی. قیمتی که برای اهداف اطلاعاتی نقل می‌شود اما برای معامله نیست.

حرف R

نظریه پیاده‌روی تصادفی (Random Walk Theory)
فرضیه‌ای از بازار کارآمد که بیان می‌کند قیمت‌ها به‌طور تصادفی در مقایسه با ارزش ذاتی خود حرکت می‌کنند. بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند فعالیت‌های بازار را بر اساس اطلاعات موجود پیش‌بینی کند.

رالی (Rally)
بازیابی قیمت پس از یک دوره کاهش.

محدوده (Range)
تفاوت بین بالاترین و پایین‌ترین قیمت یک قرارداد آتی که در طول یک جلسه معاملاتی معین ثبت شده است.

نرخ (Rate)
(۱) قیمت یک ارز به‌طور نسبی در برابر ارز دیگر، معمولاً در مقابل دلار آمریکا.
(۲) ارزیابی اعتبار یک مؤسسه.

گستره نسبت (Ratio Spread)
خرید مقدار مشخصی از گزینه‌ها و فروش مقدار بیشتری از گزینه‌های خارج از پول.

گستره تقویمی نسبت (Ratio Calendar Spread)
فروش گزینه‌های نزدیک‌تر به تاریخ انقضا بیشتر از گزینه‌های با تاریخ انقضای طولانی‌تر در همان قیمت اعمال.

واکنش (Reaction)
کاهش قیمت‌ها پس از یک پیشرفت.

واقعی (Real)
قیمت، نرخ بهره یا آماری که برای حذف تأثیر تورم تنظیم شده است.

تعدیل مجدد (Realignment)
تنظیمات همزمان و هماهنگ مجدد و کاهش ارزش ارزهای چند کشور. فعالیتی که بیشتر به فعالیت EMS اشاره دارد.

ارز متقابل (Reciprocal Currency)
ارزی که معمولاً به‌صورت دلار به ازای واحد ارز به جای روش نقل قول معمولی واحد ارز به ازای دلار نقل می‌شود. پوند استرلینگ رایج‌ترین مثال است.

نرخ تجدید سرمایه‌گذاری (Reinvestment Rate)
نرخی که در آن بهره حاصل از یک وام می‌تواند دوباره سرمایه‌گذاری شود. این نرخ ممکن است به همان سطح جلب توجه نکند که مبلغ اصلی.

گزارش (Report)
اصطلاح فرانسوی برای پاداش.

معامله‌گر گزارش‌دهنده (Reporting Dealer)
اصطلاحی برای معامله‌گران اولیه ایالات متحده.

نرخ بازخرید (Repo Rate)
به توافق خرید مجدد مراجعه کنید.

توافق خرید مجدد (Repurchase Agreement)
توافق‌هایی که توسط وام‌گیرنده انجام می‌شود که در آن اوراق بهادار را با تعهد به خرید مجدد آنها در همان نرخ با نرخ بهره مشخص می‌فروشند.

ارز ذخیره (Reserve Currency)
ارزی که توسط یک بانک مرکزی به‌طور دائم به عنوان ذخیره‌ای از نقدینگی بین‌المللی نگهداری می‌شود؛ این ارزها معمولاً دلار، یورو و پوند هستند.

ذخایر (Reserves)
وجوهی که برای احتیاط‌های آینده نگهداری می‌شود، معمولاً ترکیبی از ارز خارجی قابل تبدیل، طلا و SDR. ذخایر رسمی برای اطمینان از توانایی یک دولت در برآورده کردن الزامات کوتاه‌مدت است. آنها دارایی در تراز پرداخت‌ها هستند.

الزام ذخیره (Reserve Requirement)
نسبت ذخایر به سپرده‌ها، به‌صورت کسر تعیین‌شده توسط مقامات بانکی ملی، از جمله ایالات متحده.

توسعه زیربنایی (Infrastructure Development)
توسعه زیرساخت‌های مالی که شامل راه‌های ارتباطی و ارتباطات است و بازارها را بهبود می‌بخشد.

نرخ هزینه (Cost Rate)
معیاری که نشان‌دهنده نرخ‌های هزینه یا سود است که بر اساس دارایی‌های خاص محاسبه می‌شود.

نرخ واقعی (Real Rate)
نرخ بهره واقعی که تحت تأثیر سطح قیمت‌ها قرار نمی‌گیرد، معمولاً با استفاده از معادله زیر محاسبه می‌شود:
نرخ واقعی = نرخ اسمی – نرخ تورم.

نرخ واقعی برای اقلام (Real Rates for Items)
نرخ‌های واقعی که با در نظر گرفتن تأثیرات قیمت‌ها برای اقلام خاص محاسبه می‌شود.

سود (Returns)
(۱) افزایش یا کاهش خالص قیمت دارایی‌های سرمایه‌گذاری و قیمت آن‌ها نسبت به مبنای ارز.
(۲) درآمد حاصل از یک سرمایه‌گذاری، معمولاً به‌صورت درصد بیان می‌شود.

سود واقعی (Real Return)
سود خالص یا درآمد یک سرمایه‌گذاری با کسر نرخ تورم.

نسبت بازگشت (Return Ratio)
نسبت نسبت به قیمتی که در آن یک دارایی به فروش می‌رسد، اندازه‌گیری درآمد بالقوه از آن.

کاهش (Reduction)
کاهش ارزش ارزی در مقایسه با سایر ارزها.

توسعه (Reform)
هر گونه تغییرات عمده در زیرساخت‌های اقتصادی یا مالی، شامل فعالیت‌هایی که به پیشرفت بازار کمک می‌کند.

نرخ اطمینان (Confidence Rate)
نرخی که نشان‌دهنده سطح اطمینان عمومی در یک ارز خاص است.

تأمین مالی ریسک (Risk Funding)
تأمین مالی وجوه برای پوشش دادن به ریسک‌های مالی.

مدیریت ریسک (Risk Management)
روش‌ها و تکنیک‌هایی برای کنترل و کاهش خطرات مالی.

عمده‌فروشی (Wholesale)
(۱) معامله عمده کالاها یا خدمات به خریداران تجاری.
(۲) قیمت‌های عمده‌فروشی برای اندازه‌گیری هزینه کالا و خدمات برای مصرف‌کننده.

مدیریت ریسک (Risk Management)
شناسایی و پذیرش یا جبران خطرات تهدیدکننده سودآوری یا وجود یک سازمان. در زمینه ارز خارجی شامل ملاحظاتی از قبیل ریسک‌های بازار، حاکمیتی، کشوری، انتقال، تحویل، اعتبار و طرف مقابل است.

موقعیت ریسک (Risk Position)
دارایی یا بدهی که در معرض نوسانات ارزش به‌واسطه تغییرات نرخ ارز یا نرخ بهره قرار دارد.

پاداش ریسک (Risk Premium)
مبلغ اضافی قابل پرداخت یا بازدهی که به یک طرف برای پذیرش یک ریسک خاص تعلق می‌گیرد.

معکوس‌سازی ریسک (Risk Reversal)
ترکیبی از خرید گزینه‌های فروش با فروش گزینه‌های خرید.

معکوس‌سازی ریسک (Risk Reversal)
گزینه فروش ریسک‌های نزولی را محدود می‌کند، در حالی که گزینه خرید ریسک‌های صعودی را محدود می‌کند.

تجدید نظر (Rollover)
یک تعویض شبانه، به‌ویژه در روز کاری بعدی در برابر روز کاری بعدی (که به آن “فردا-بعدی” نیز گفته می‌شود و به اختصار “Tom-Next” نامیده می‌شود).

اعتبار تجدید نظر (Rollover Credit)
اعتبار میان‌مدت با نرخ بهره متغیر که تحت تأثیر نرخ‌های جاری در بازار یورویی قرار دارد.

سفر گردشی (Round Trip)
خرید و فروش یک قرارداد آتی یا گزینه.

نگه‌داری موقعیت (Running a Position)
نگه‌داشتن موقعیت‌های باز با امید به کسب سودهای سفته‌بازانه.

حرف S

 

معامله همان روز (Same Day Transaction)
معامله‌ای که در همان روزی که معامله انجام می‌شود، به سررسید می‌رسد.

گسترش ساندویچی (Sandwich Spread)
همانند گسترش پروانه (butterfly spread) است.

اسکالپینگ (Scalping)
استراتژی خرید در قیمت خرید و فروش در قیمت فروش به محض امکان.

حق برداشت ویژه (SDR)
حق برداشت ویژه. سبد استانداردی از پنج ارز اصلی در مقادیر ثابت که توسط صندوق بین‌المللی پول تعریف شده است.

نرخ فروش (Selling rate)
نرخی که یک بانک برای فروش ارز خارجی آماده است.

فروشنده/دهنده (Seller/Grantor)
همچنین به عنوان نویسنده اختیار شناخته می‌شود.

انقضای سریالی (Serial Expiration)
اختیارات روی معاملات آتی مشابه که در بیش از یک ماه منقضی می‌شوند.

سری (Series)
تمام اختیارات از یک کلاس که قیمت اعمال و تاریخ انقضای مشترکی دارند.

تاریخ تسویه (Settlement Date)
تاریخی که در آن یک سفارش اجرایی باید از طریق انتقال ابزارها یا ارزها و وجوه بین خریدار و فروشنده تسویه شود.

قیمت تسویه (Settlement Price)
قیمت رسمی بسته شدن برای یک آینده که در پایان هر روز معاملاتی توسط اتاق پاکسازی تعیین می‌شود.

ریسک تسویه (Settlement Risk)
ریسکی که با عدم تسویه معامله توسط طرف مقابل همراه است.

کوتاه / موقعیت کوتاه (Short / Short Position)
کاهش دارایی‌ها در یک ارز خاص. به فروش کوتاه (Short Sale) مراجعه کنید.

قراردادهای کوتاه (Short Contracts)
قراردادهایی که تا شش ماه به تحویل دارند.

پوشش کوتاه (Short Covering)
خرید برای خاتمه دادن به کمبود یک ارز یا دارایی خاص.

تاریخ/نرخ پیش‌بینی کوتاه (Short Forward Date/Rate)
اصطلاح پیش‌بینی کوتاه به دوره‌ای تا دو ماه اشاره دارد، اگرچه بیشتر به سررسیدهای کمتر از یک ماه مربوط می‌شود.

فروش کوتاه (Short Sale)
فروش یک قرارداد آتی ارزی که در زمان معامله متعلق به فروشنده نیست. فروش‌های کوتاه معمولاً به انتظار کاهش قیمت انجام می‌شود.

نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت (Short-Term Interest Rates)
معمولاً نرخ ۹۰ روزه.

کنار گذاشته شده (Sidelined)
یک ارز اصلی که به دلیل علاقه بازار اصلی به جفت ارز دیگری به آرامی معامله می‌شود.
سیمکس (SIMEX)
بورس بین‌المللی پول سنگاپور.

طبقه‌بندی تجارت بین‌الملل استاندارد (SITC)
سیستمی برای گزارش آمار تجاری به شکلی مشترک.

سافکس (SOFFEX)
بورس اختیار و آتی‌های مالی سوئیس، یک سیستم معاملاتی و پاکسازی کاملاً خودکار و یکپارچه.

بازار نرم (Soft Market)
فروشندگان پتانسیل بیشتر از خریداران، که محیطی را ایجاد می‌کند که احتمال کاهش سریع قیمت‌ها وجود دارد.

ایمنی حاکمیت (Sovereign Immunity)
اصطلاح قانونی که به این معنی است که دولت نمی‌تواند مورد شکایت قرار گیرد یا دارایی‌هایش مصادره شود.

ریسک حاکمیتی (Sovereign Risk)
(۱) ریسک نکول یک وام حاکمیتی
(۲) ریسک مصادره دارایی‌های نگهداری شده در یک کشور خارجی.

تاریخ شکاف (Split Date)
به تاریخ شکسته (Broken Date) مراجعه کنید.

نقطه (Spot)
(۱) متداول‌ترین معامله ارز خارجی
(۲) تاریخ نقطه یا تاریخ نقطه به تاریخ ارزش معامله نقطه اشاره دارد که نیاز به تسویه در دو روز کاری دارد، مشروط به محاسبه تاریخ ارزش.

نقطه بعد (Spot Next)
معامله شبانه از تاریخ نقطه به روز کاری بعد.

ماه نقطه (Spot Month)
ماه قراردادی که نزدیک‌ترین به تحویل یا تسویه است.

قیمت/نرخ نقطه (Spot Price/Rate)
قیمتی که ارز در حال حاضر در بازار نقطه معامله می‌شود.

هفته نقطه (Spot Week)
یک دوره استاندارد یک هفته‌ای برای مبادله که از تاریخ ارزش فعلی نرخ ارز نقطه اندازه‌گیری می‌شود.

گسترش (Spread)
(۱) تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک ارز.
(۲) تفاوت بین قیمت دو قرارداد آتی مرتبط.
(۳) برای اختیارات، معاملاتی که شامل دو یا چند سری اختیار بر روی یک ارز پایه مشترک هستند.

مربوط بودن (Square)
خریدها و فروش‌ها در تعادل هستند و بنابراین معامله‌گر هیچ موقعیت بازی ندارد.

جعبه صدا (Squawk Box)
یک بلندگو متصل به تلفن که غالباً در میزهای معاملاتی کارگزاری‌ها استفاده می‌شود.

فشار (Squeeze)
عملی از سوی بانک مرکزی برای کاهش عرضه به منظور افزایش قیمت پول.

بازار پایدار (Stable Market)
بازار فعالی که می‌تواند فروش یا خریدهای بزرگ ارز را بدون حرکات عمده جذب کند.

استاندارد (Standard)
اصطلاحی که به مقادیر و سررسیدهای خاص عادی برای معاملات اشاره دارد.

اعتبار در دسترس (Stand by Credit)
ترتیبی با صندوق بین‌المللی پول برای برداشت‌ها بر اساس “نیاز”. این اصطلاح گاهی اوقات به طور عمومی‌تر استفاده می‌شود.

استریل‌سازی (Sterilisation)
فعالیت بانک مرکزی در بازار پول داخلی برای کاهش تأثیر فعالیت‌های مداخله‌ای خود در بازار ارز خارجی بر روی عرضه پول.

شاخص استرلینگ (Sterling Index)
شاخصی بر اساس حرکت استرلینگ در برابر ارزهای اصلی.

استرلینگ (Sterling)
پوند بریتانیا، که به عنوان کابل نیز شناخته می‌شود.

ساکت (Stocky)
اصطلاح بازار برای کرونای سوئدی.

سفارش توقف ضرر (Stop Loss Order)
سفارشی که برای اطمینان از این که، اگر ارز به میزان معینی ضعیف شود، یک موقعیت کوتاه پوشش داده خواهد شد، حتی اگر این شامل تحمل ضرر باشد، داده می‌شود. سفارش‌های تحقق سود کمتر رایج هستند.

قیمت توقف (Stop Out Price)
اصطلاح آمریکایی برای پایین‌ترین قیمت پذیرفته شده برای اوراق بهادار خزانه در مزایده.

استراتل (Straddle)
خرید/فروش همزمان هر دو اختیار خرید و فروش برای همان سهم، قیمت اعمال و تاریخ انقضا.

رکود تورمی (Stagflation)
رکود یا رشد پایین به همراه نرخ‌های بالای تورم.

استرپ (Strap)
ترکیبی از دو اختیار خرید و یک اختیار فروش.

قیمت اعمال (Strike Price)
همچنین به عنوان قیمت اجرایی شناخته می‌شود. قیمتی که یک دارنده اختیار می‌تواند ابزار پایه را بخرد یا بفروشد.

استریپ (Strip)
ترکیبی از دو اختیار فروش و یک اختیار خرید.

اقتصاد سمت عرضه (Supply Side Economics)
مفهومی که بر این اساس است که کاهش مالیات‌ها باعث افزایش سرمایه‌گذاری و در نتیجه افزایش عرضه کالاها در اقتصاد می‌شود. باید با اقتصاد کینزی سمت تقاضا مقایسه شود.

سطوح حمایتی (Support Levels)
زمانی که نرخ ارز به سطحی کاهش یا افزایش می‌یابد که (۱) تکنیک‌های تحلیل فنی پیشنهاد می‌کنند که ارز دوباره بالا می‌رود یا کمتر نمی‌شود؛ (۲) مقامات پولی برای متوقف کردن هرگونه حرکت نزولی بیشتر مداخله می‌کنند. به نقطه مقاومت (Resistance Point) مراجعه کنید.

مبادله (Swap)
خرید و فروش همزمان همان مقدار از یک ارز خاص برای دو تاریخ مختلف، در مقابل فروش و خرید دیگری. یک مبادله می‌تواند یک مبادله در برابر یک پیش‌بینی باشد. در واقع، مبادله به نوعی شبیه به قرض گرفتن یک ارز و وام دادن ارز دیگر برای همان دوره است. با این حال، هر نرخ بازگشت یا هزینه وجوه در قیمت تفاوت بین دو طرف معامله بیان می‌شود.

مبادله به عنوان درصد (Swap as a Percentage)
مبادله‌ها به عنوان درصد سالیانه بیان می‌شوند.

قیمت مبادله (Swap Price)
قیمتی به عنوان تفاوت بین دو تاریخ مبادله.

اختیار مبادله (Swaption)
اختیاری برای ورود به یک قرارداد مبادله.

سویفت (SWIFT)
انجمن ارتباطات بین‌بانکی جهانی است که شرکتی بلژیکی است که شبکه الکترونیکی جهانی برای تسویه بیشتر معاملات ارز خارجی را فراهم می‌کند.

سوئیسی (Swissy)
اصطلاح بازار برای فران سوئیس.

سنتتیک‌ها (Synthetics)
اختیارات یا آتی‌هایی که موقعیتی ایجاد می‌کنند که می‌توان به طور مستقیم به آن دست یافت، اما توسط ترکیبی از اختیارات و آتی‌ها در بازار مربوطه ایجاد می‌شود. در بازار ارز خارجی، یک SAFE دو قرارداد پیش‌بینی مرتبط را به هم متصل می‌کند.

نوسان‌سنج‌ها (Oscillators)
روش‌های کمی طراحی شده برای ارائه سیگنال‌های مربوط به شرایط خرید بیش از حد و فروش بیش از حد.

حرف T

 

صحبت‌های تشویق‌آمیز (Talking Up)
اظهاراتی که معمولاً توسط بانک مرکزی یا وزیر دولت مطرح می‌شوند و به منظور تقویت احساسات بازار در خصوص ارز طراحی شده‌اند.

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)
به بررسی روندهای قیمت و حجم در گذشته می‌پردازد و معمولاً با کمک تحلیل نمودار در یک بازار انجام می‌شود تا بتواند پیش‌بینی‌هایی درباره تحولات قیمت آینده کالاهای معامله شده ارائه دهد.

اصلاح تکنیکال (Technical Correction)
تعدیل قیمت که بر اساس احساسات بازار نیست بلکه بر اساس عوامل تکنیکی مانند حجم و نمودارها صورت می‌گیرد.

حراج (Tender)
(۱) پیشنهاد رسمی برای تأمین یا خرید کالاها یا خدمات.
(۲) در انگلستان، اصطلاحی برای انتشار هفتگی اوراق قرضه خزانه‌داری.

مدت (Tenor)
سررسید یا تعداد روزها تا سررسید که معمولاً در اوراق قرضه به کار می‌رود.

شرایط تجارت (Terms of Trade)
نسبت بین شاخص‌های قیمت صادرات و واردات.

نظریه الاستیسیته‌ها (Theory of Elasticities)
مدلی از تعیین نرخ ارز که بیان می‌کند نرخ ارز به سادگی قیمت ارز خارجی است که تراز پرداخت‌ها را در تعادل نگه می‌دارد. درجه‌ای که نرخ ارز به تغییرات قیمت پاسخ می‌دهد.

آستانه واگرایی (Threshold of Divergence)
ویژگی ایمنی برای EMS که یک خروج اضطراری برای ارزهایی که به کانون توجه نیروهای منفی تبدیل می‌شوند، ایجاد می‌کند. آستانه واگرایی نشان می‌دهد که کشور خاصی که ارز آن تحت فشار است باید اقداماتی اضافی غیر از مداخله ساده بانک مرکزی در بازارهای ارزی انجام دهد.

تتا (Theta)
معیاری از حساسیت قیمت یک گزینه به تغییر در زمان انقضا.

بازار نازک (Thin Market)
بازاری که حجم معاملات در آن پایین است و به همین دلیل، قیمت‌های خرید و فروش وسیع و نقدینگی ابزار معامله شده پایین است.

دلارهای پنج‌شنبه/جمعه (Thursday/Friday Dollars)
یک تکنیک خاص در بازار ارز ایالات متحده. اگر بانک پول را به مدت یک شب نگه دارد و آن را در روز جمعه از طریق چک تسویه‌خانه منتقل کند، تسویه در روز دوشنبه، یعنی روز کاری بعد انجام می‌شود. بنابراین نرخ‌های بهره بالاتری برای این دوره در دسترس است.

تیک (Tick)
حداقل تغییر در قیمت، بالا یا پایین.

بلیط (Ticket)
به برگه معامله (Deal Slip) اشاره دارد.

Tier One
معیاری از قدرت مالی بانک‌ها که توسط BIS مورد استفاده قرار می‌گیرد و شامل سرمایه سهامداران موجود برای پوشش سهام‌های غیرقابل برگشت و غیرقابل تجدید است. این معیار اشکال ترکیبی سرمایه مانند سهام با دوره ثابت، دارایی‌های نامشهود و ذخایر تجدید ارزیابی را در نظر نمی‌گیرد. BIS حداقل نیازمندی ۴ درصدی بر اساس دارایی‌های وزنی ریسک دارد.

پول تنگ (Tight Money)
وضعیتی که در آن کمبود اعتبار به دلیل سیاست‌های پولی که عرضه اعتبار را محدود می‌کند، معمولاً از طریق افزایش نرخ بهره ایجاد می‌شود.

TIFFE
بورس بین‌المللی آتی‌های مالی توکیو.

کاهش زمان (Time Decay)
کاهش در ارزش زمانی یک گزینه به محض نزدیک شدن به تاریخ انقضا.

زمان ارزش (Time Value)
بخشی از حق بیمه گزینه که طول زمان باقی‌مانده در گزینه قبل از انقضا را نشان می‌دهد. هر چه زمان باقی‌مانده تا انقضا بیشتر باشد، ارزش زمان بالاتر است.

امروز/فردا (Today/Tomorrow)
خرید همزمان یک ارز برای تحویل در روز بعد و فروش برای روز فوری، یا بالعکس. همچنین به عنوان شب‌مانده (Overnight) نیز شناخته می‌شود.

تومب‌استون (Tombstone)
اصطلاح عامیانه برای اعلامیه‌ای در نشریه که نشان می‌دهد یک وام یا اوراق قرضه تنظیم شده است.

فردا بعد (Tomorrow Next)
خرید همزمان یک ارز برای تحویل در روز بعد و فروش برای روز فوری یا بالعکس.

تاریخ معامله (Trade Date)
تاریخی که یک معامله در آن انجام می‌شود.

کسری/مازاد تجاری (Trade Deficit/Surplus)
تفاوت بین ارزش واردات و صادرات. معمولاً فقط در مورد تجارت قابل مشاهده گزارش می‌شود.

نرخ ارز وزنی تجاری (Trade-weighted Exchange Rate)
تغییرات در نرخ ارز نسبت به سبد وزنی تجاری شامل ارزهای شرکای تجاری اصلی کشور.

گزینه‌های قابل معامله (Traded Options)
گزینه‌های قابل انتقال با حق خرید و فروش مقدار استانداردی از یک ارز در قیمت ثابت در مدت زمان معین.

مقدار قابل معامله (Tradeable Amount)
کوچکترین اندازه معامله قابل قبول.

بلیط تجاری (Trade Ticket)
به بلیط معامله (Deal Ticket) اشاره دارد.

تاریخ تراکنش (Transaction Date)
تاریخی که یک معامله در آن انجام می‌شود.

ترانچ (Tranche)
یک بخش از، به طور خاص برای وام‌گیری از صندوق بین‌المللی پول.

تراکنش (Transaction)
خرید یا فروش اوراق بهادار که ناشی از اجرای یک سفارش است.

ریسک تراکنش (Transaction Exposure)
سود و زیان بالقوه‌ای که از تراکنش‌های ارزی کنونی ناشی می‌شود.

ریسک ترجمه (Translation Exposure)
محاسبه زیان یا سود ناشی از ارزیابی دارایی‌ها و بدهی‌های خارجی برای مقاصد ترازنامه، هنگام تجمیع به ارز پایه.

اوراق خزانه (Treasury Bills)
التزامات کوتاه‌مدت دولت که برای مدت یک سال یا کمتر صادر می‌شود. اوراق خزانه نرخ بهره‌ای ندارد و با تخفیف بر اساس ارزش اسمی صادر می‌شود. اوراق خزانه در تاریخ سررسید به ارزش اسمی بازپرداخت می‌شوند. در انگلستان، معمولاً برای ۹۱ روز هستند و در حراج‌های هفتگی عرضه می‌شوند. در ایالات متحده، آن‌ها در حراج‌ها به فروش می‌رسند.

گردش مالی (Turnover)
ارزش کل پولی قراردادهای ارزی معامله شده که با ضرب اندازه در تعداد قراردادهای معامله شده محاسبه می‌شود.

بازار دو سطحی (Two-Tier Market)
یک سیستم نرخ ارز دوگانه که معمولاً فقط یک نرخ به فشار بازار باز است، مثلاً آفریقای جنوبی.

نقل قول دو طرفه (Two-Way Quotation)
زمانی که یک دلال هم نرخ‌های خرید و هم فروش را برای معاملات ارزی اعلام می‌کند.

حرف U

 

عدم پوشش (Uncovered)
اصطلاح دیگری برای موقعیت باز.

زیر مرجع (Under Reference)
قبل از نهایی کردن یک معامله، تمام جزئیات باید برای تأیید به سفارش‌دهنده ارسال شود که حق رد پیشنهاد را دارد.

ارزش‌گذاری کمتر (Under-Valuation)
یک نرخ ارز معمولاً زمانی که زیر برابری قدرت خرید خود است، undervalued (ارزش‌گذاری کمتر) در نظر گرفته می‌شود.

عقب‌نشینی (Undo)
اصطلاح عامیانه‌ای برای معکوس کردن یک معامله، مثلاً یک فروش نقطه‌ای از طریق یک خرید آتی یا اگر به اشتباه یک خرید نقطه‌ای انجام شده باشد.

تخلیه (Unload)
اصطلاحی برای فروش دارایی‌ها یا پایان دادن به موقعیت‌ها به منظور محدود کردن ضرر یا تضعیف موقعیت‌های دیگر بازیگران بازار.

کتاب نامتوازن (Unmatched Book)
اگر میانگین سررسید بدهی‌های یک بانک کمتر از دارایی‌های آن باشد، گفته می‌شود که بانک یک کتاب نامتوازن را اداره می‌کند.

پایان دادن به موقعیت (Unwind)
فروش دارایی‌ها و یا ابزارها برای تعدیل یک موقعیت.

افزایش قیمت (Up-Tick)
معامله‌ای که در قیمتی بالاتر از معامله قبلی انجام می‌شود.

شاخص دلار آمریکا (USDX)
شاخص ارزی که شامل میانگین وزنی قیمت‌های ده ارز خارجی در برابر دلار آمریکا است: مارک آلمان، ین ژاپن، فرانک فرانسه، پوند بریتانیا، دلار کانادا، لیره ایتالیا، گیلدر هلند، فرانک بلژیکی، کرونای سوئدی و فرانک سوئیس.

نقل قول آمریکایی (U.S. Quote)
نقل قول نرخ ارز به صورت متقابل. همچنین به عنوان نقل قول آمریکایی شناخته می‌شود.

حرف V

 

ارزش در خطر (Value at Risk)
ضرر پیش‌بینی شده ناشی از حرکت نامطلوب بازار.

تاریخ ارزش (Value Date)
برای قراردادهای ارزی، روزی است که دو طرف قرارداد ارزهایی که خریداری یا فروخته می‌شوند را تبادل می‌کنند.
برای یک معامله نقطه‌ای، این دو روز کاری جلوتر در کشور بانک ارائه‌دهنده نقل قول‌ها تعیین می‌شود که تاریخ ارزش نقطه‌ای را مشخص می‌کند. تنها استثنا بر این قاعده عمومی، روز نقطه‌ای در مرکز نقل قول است که با روز تعطیل بانکی در کشور/کشورهای ارز خارجی همزمان است. تاریخ ارزش سپس یک روز جلوتر می‌رود. درخواست‌کننده طرفی است که باید مطمئن شود که روز نقطه‌ای او با روزی که پاسخ‌دهنده به کار می‌گیرد همزمان باشد. سررسید ماه‌های آتی باید در تاریخ مربوطه در تقویم مربوطه قرار گیرد. اگر تاریخ یک‌ماهه به روز غیر بانکی در یکی از مراکز بیفتد، تاریخ عملی روز کاری بعدی که مشترک است خواهد بود. تنظیم سررسید برای یک ماه خاص تأثیری بر سایر سررسیدها که همچنان در تاریخ اصلی مربوطه قرار دارند، نخواهد داشت اگر آن‌ها شرایط روز کاری را برآورده کنند. اگر آخرین تاریخ نقطه‌ای به آخرین روز کاری یک ماه بیفتد، تاریخ‌های آتی نیز با این تاریخ تطابق خواهند داشت و در آخرین روز کاری (که به آن تاریخ سررسید نیز گفته می‌شود) می‌افتند.

نقطه ارزش (Value Spot)
معمولاً تسویه‌ حساب برای دو روز کاری از امروز.

ارزش امروز (Value Today)
معامله‌ای که برای تسویه روز همان روز اجرا می‌شود؛ گاهی اوقات به عنوان “معامله نقدی” نیز شناخته می‌شود.

سرعت پول (Velocity of Money)
سرعت گردش پول یا چرخش در اقتصاد. این با درآمد ملی سالانه به ازای متوسط موجودی پول در آن دوره محاسبه می‌شود.

پراکندگی عمودی (Vertical Spread)
فروش یک گزینه با قیمت اجرایی بالا و خرید (در مورد بازار صعودی) یا فروش (در مورد بازار نزولی) یک گزینه با قیمت اجرایی پایین‌تر. هر دو گزینه تاریخ انقضای یکسانی خواهند داشت.

تجارت قابل مشاهده (Visible Trade)
تجارت در کالاهای تجاری در مقایسه با جریان‌های سرمایه و تجارت نامرئی.

نوسانات (Volatility)
معیاری از مقدار نوسانی که انتظار می‌رود قیمت یک دارایی در یک دوره معین داشته باشد. معمولاً با انحراف استاندارد سالانه تغییرات روزانه قیمت اندازه‌گیری می‌شود (تاریخی). می‌تواند از قیمت‌گذاری آتی استنباط شود، به نوسانات ضمنی مراجعه کنید.

حساب وستر (Vostro Account)
حساب ارزی محلی که توسط یک بانک برای بانک دیگری نگهداری می‌شود. این اصطلاح معمولاً به حساب طرف مقابل اشاره دارد که ممکن است وجوهی از آن پرداخت یا برداشت شود.

حرف W

 

حرکت ناگهانی (Whipsaw)
اصطلاحی برای جایی که یک تاجر موقعیتی را اتخاذ می‌کند، سپس باید به سمت مخالف آن حرکت کند، که باعث فعال شدن حد ضرر و تصفیه موقعیت‌ها می‌شود و سپس باید دوباره به سمت اصلی حرکت کند. معمولاً در بازارهای نوسانی اتفاق می‌افتد.

پول عمده‌فروشی (Wholesale Money)
پولی که به مقادیر زیاد از بانک‌ها و مؤسسات قرض گرفته می‌شود و نه از سرمایه‌گذاران کوچک.

شاخص قیمت عمده‌فروشی (Wholesale Price Index)
تغییرات قیمت‌ها در بخش تولید و توزیع اقتصاد را اندازه‌گیری می‌کند و معمولاً ۶۰ تا ۹۰ روز پیش‌روتر از شاخص قیمت مصرف‌کننده است. این شاخص معمولاً به طور جداگانه برای کالاهای غذایی و صنعتی نقل قول می‌شود.

تعادل کاری (Working Balance)
عنصر اختیاری در ذخایر پولی یک بانک مرکزی.

بانک جهانی (World Bank)
بانکی که از اعضای صندوق بین‌المللی پول تشکیل شده و هدف آن کمک به توسعه کشورهای عضو از طریق اعطای وام در مواقعی است که سرمایه خصوصی در دسترس نیست.

حرف Y

منحنی بازده (Yield Curve)
نموداری که تغییرات در بازده ابزارها را بسته به زمان سررسید نشان می‌دهد. سیستمی که در ابتدا در بازارهای اوراق قرضه توسعه یافته، اکنون به طور گسترده‌ای به انواع مختلف آینده‌های مالی اعمال می‌شود. یک منحنی صعودی، نرخ‌های بهره کمتری در سررسیدهای کوتاه‌مدت و نرخ‌های بالاتری در سررسیدهای بلندمدت دارد. یک منحنی نزولی، نرخ‌های بهره بالاتری در سررسیدهای کوتاه‌مدت دارد.

ارز پایه و ارز پیرو در بازار فارکس

همان‌طور که گفتیم: جفت ارز در فارکس ترکیبی از دو ارز است که ارزش یک ارز در مقابل ارز دیگر را نشان می‌دهد. هر کدام از این ارزها در جفت ارز نام خاص خودشان را دارند. به عنوان مثال، در جفت ارز EUR/USD، یورو (EUR) ارز پایه و دلار آمریکا (USD) ارز پیرو نامیده می‌شود.

ارز پایه در فارکس

ارز پایه (base currency)، اولین ارز در جفت ارز است که نمایش داده می‌شود و ملاک معامله خرید یا معامله فروش است. در واقع شما ارز پایه را خریداری می‌کنید یا می‌فروشید.

ارز پیرو در فارکس

ارز پیرو (quote currency) با نام‌های «ارز متقابل»، «ارز ثانویه»، «ارز قیمت گذاری شده» و «ارز نرخ گذاری شده» نیز شناخته می‌شود. ارز پیرو همیشه دومین سمت جفت ارز (سمت راست) قرار دارد.

لات در فارکس چیست؟

برای ترید در بازار فارکس از واحدی به نام “لات” استفاده می‌شود. لات، حجم معامله را نشان می‌دهد و به نوعی مانند واحد شمارش در این بازار عمل می‌کند.

یک مثال ساده: فرض کنید شما قصد خرید ماکارونی دارید، آیا می‌توانید به فروشنده سوپر مارکت بگویید که فقط یک رشته ماکارونی به من بده؟ خیر. باید در بسته‌بندی با وزن مشخص ماکارونی را خرید کنید. حال در بازار فارکس هم شما باید در واحدهای مشخص که به آن «لات» گفته می‌شود، خرید یا فروش خود را انجام دهید.

هر لات چند دلار است؟ به طور ساده، هر لات استاندارد برابر با ۱۰۰.۰۰۰ واحد از یک ارز است.

برای مثال، اگر شما یک لات EUR/USD بخرید، به این معنی است که ۱۰۰.۰۰۰ یورو خریده‌اید و در ازای آن، دلار آمریکا فروخته‌اید.

از آنجایی که هر یک لات حجم بالایی دارد (۱۰۰.۰۰۰ واحد) و هر شخصی نمی‌تواند این مقدار پول را تهیه کند، برای آن‌که امکان معامله در بازار فارکس برای همگان وجود داشته باشد، واحدهای کوچک‌تری از لات هم برای معاملات فارکس در نظر گرفته‌اند.

انواع لات در فارکس

انواع لات در معاملات فارکس:

  • لات استاندارد: 100.۰۰۰ واحد از ارز پایه که به صورت Lot 1 نمایش داده می‌شود.
  • مینی لات (Mini Lot): 10.۰۰۰ واحد از ارز پایه که به صورت Lot 0.1 نمایش داده می‌شود.
  • میکرو لات (Micro Lot): 1.۰۰۰ واحد از ارز پایه که به صورت Lot 0.01 نمایش داده می‌شود.
  • نانو لات (Nano Lot): 100 واحد از ارز پایه که به صورت Lot 0.001 نمایش داده می‌شود. البته واحد نانو لات را بروکرهای خیلی خاصی ارائه می‌دهند.

پیپ در فارکس

در دنیای پرشتاب معاملات فارکس، پیپ (Pip) به عنوان کوچک‌ترین واحد سنجش تغییرات قیمت، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. این واحد که مخفف “Price Interest Point” یا “Percentage in Point” است، به معامله‌گران کمک می‌کند تا نوسانات دقیق قیمت را در جفت ارزها، طلا، نقره، شاخص‌ها و سایر نمادها به طور دقیق اندازه‌گیری و رصد کنند.

در واقع در بازار فارکس، قیمت هر جفت ارز به صورت اعشاری نمایش داده می‌شود. به عنوان مثال، قیمت جفت ارز پوند به دلار ممکن است ۱.۸۹۹۵ باشد که اگر به قیمت ۱.۸۹۹۷ افزایش یابد، نشان دهنده آن است که قیمت ۲ پیپ افزایش یافته است.

پیپت یا پوینت در فارکس

پیپت (Pipette) یا پوینت (Point) که گاه به جای پیپ نیز استفاده می‌شود، معادل ۰.۰۰۰۰۱ یا یک دهم پیپ است. در واقع، پیپت پنجمین رقم بعد اعشار در جفت ارزها (به جز جفت ارزهایی که یک طرف آن‌ها ین ژاپن است) است. به زبان ساده، پیپت مانند ذره‌بین عمل می‌کند و به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا کوچک‌ترین تغییرات قیمت را با دقت رصد کنند.

جفت ارزهایی که ین ژاپن (JPY) دارند، از ۲ رقم اعشار برای نمایش قیمت استفاده می‌کنند. در این جفت ارزها، رقم دوم بعد از اعشار نشان دهنده پیپ و رقم سوم بعد از اعشار نشان دهنده پیپت است.

برای مثال در GBP/USD اگر نرخ برابری ۱۹۰.۶۸۴ باشد و به ۱۹۰.۶۸۵ افزایش یابد ۱ پیپت یا پوینت نرخ برابری این جفت ارز بیشتر شده است.

اهرم در فارکس

اهرم یا لوریج (Leverage) ابزاری قدرتمند در بازار فارکس است که به معامله‌گران اجازه می‌دهد با سرمایه‌ای اندک، معاملاتی به مراتب بزرگ‌تر انجام دهند. این ابزار، مانند هر شمشیر دو لبه‌ای، می‌تواند سود و ریسک معاملات را به طور هم‌زمان افزایش دهد

اهرم چگونه عمل می‌کند؟ فرض کنید شما ۱۰۰ دلار در حساب فارکس خود دارید و می‌خواهید یک معامله ۱۰.۰۰۰ دلاری انجام دهید. بدون اهرم، شما قادر به انجام این معامله نخواهید بود؛ اما با استفاده از اهرم ۱:۱۰۰، می‌توانید با همان ۱۰۰ دلار، معامله ۱۰.۰۰۰ دلاری را باز کنید.

در واقع، اهرم به شما قرض می‌دهد تا بتوانید معاملات بزرگ‌تر انجام دهید. به عنوان مثال، با اهرم ۱:۱۰۰، شما برای هر ۱ دلاری که در حساب خود دارید، ۱۰۰ دلار از بروکر خود قرض می‌گیرید.

بالانس در فارکس

بالانس (Balance) که به عنوان “موجودی حساب” نیز شناخته می‌شود. بالانس شامل سپرده اولیه شما، سود حاصل از معاملات بسته شده و ضررهای متحمل شده از معاملات بسته شده است.

ایکوئیتی در فارکس

ایکوئیتی (Equity) یکی از مفاهیم کلیدی در بازار فارکس است که نشان می‌دهد در یک حساب معاملاتی فارکس، چه مقدار پول در هر لحظه باقی مانده است. به عبارتی موجودی لحظه ای حساب معاملاتی را نشان می‌دهد.

فرمول محاسبه ایکوئیتی به شرح زیر است:

ایکوئیتی = موجودی نقدی + ارزش معاملات باز + سود و زیان شناور

حد سود در فارکس

حد سود یا Take Profit (TP)، ابزاری قدرتمند در معاملات فارکس است که به شما کمک می‌کند تا سود خود را در معاملات خرید (Long) و فروش (Short) به طور خودکار بهینه سازی کنید. این ابزار، معامله را در سود زمانی که قیمت به سطح قیمتی از پیش تعیین شده (قیمت هدف – تارگت) توسط شما می‌رسد، به طور خودکار می‌بندد و سود شما را تثبیت کند.

حد ضرر در فارکس

حد ضرر یا Stop Loss ابزاری حیاتی در معاملات فارکس است که به شما کمک می‌کند تا ضرر خود را در معاملات زیان‌ده محدود کنید. این ابزار به طور خودکار معامله شما را در زمانی که قیمت به یک سطح از پیش تعیین‌شده می‌رسد، می‌بندد.

مزایای استفاده از حد ضرر در معاملات فارکس:

  • کاهش ضرر: حد ضرر از ضررهای هنگفت و غیرقابل کنترل جلوگیری می‌کند.
  • مدیریت ریسک: با استفاده از حد ضرر می‌توانید ریسک هر معامله را به طور دقیق مشخص کنید.
  • حفظ آرامش: حد ضرر به شما کمک می‌کند تا بدون اضطراب و نگرانی به معامله بپردازید.
  • انضباط معاملاتی: استفاده از حد ضرر به شما کمک می‌کند تا به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید.

سوالات متداول

اصطلاح جفت ارز در فارکس چیست؟

ارزها در فارکس به صورت جفت معامله می‌شوند. به عنوان مثال، EUR/USD یک جفت ارز است که در آن یورو (EUR) با دلار آمریکا (USD) معامله می‌شود.

اصطلاح پیپ در فارکس چیست؟

کوچک‌ترین واحد تغییر قیمت در جفت ارزها است. به عنوان مثال، اگر قیمت EUR/USD از ۱.۰۸۱۵ به ۱.۰۸۱۴ کاهش یابد، این جفت ارز ۱ پیپ کاهش قیمت داشته است.

اصطلاح اسپرد در فارکس چیست؟

تفاوت بین قیمت خرید و قیمت فروش یک جفت ارز (یا هر نماد معاملاتی دیگر) است. اسپرد منبع درآمد بروکرها است.

اصطلاح اهرم در فارکس چیست؟

بزاری است که به معامله گران اجازه می‌دهد با سرمایه‌ی کمتر، معاملات با حجم و ارزش بزرگ‌تری انجام دهند. اهرم می‌تواند سود معاملات را افزایش دهد، اما ریسک آن را نیز به طور قابل توجهی بالا می‌برد.

اصطلاح لانگ (Long) در فارکس چیست؟

خرید یک جفت ارز (هر نماد معاملاتی فارکس) با پیش‌بینی افزایش قیمت آن در آینده.

اصطلاح شورت (Short) در فارکس چیست؟

فروش یک جفت ارز (هر نماد معاملاتی فارکس) با پیش‌بینی کاهش قیمت آن در آینده.

اصطلاح حد ضرر (Stop Loss) در فارکس چیست؟

دستوری است که به پلتفرم معاملاتی می‌دهیم تا در صورت رسیدن قیمت به یک سطح مشخص، معامله را به طور خودکار در ضرر بسته شود تا از ضرر بیشتر جلوگیری شود.

اصطلاح حد سود (Take Profit) در فارکس چیست؟

حد سود یا تارگت معاملاتی فارکس یک دستور است که به پلتفرم معاملاتی داده می‌شود تا در صورت رسیدن قیمت به یک سطح مشخص، معامله را به طور خودکار با سود مشخصی بسته شود.

بروکر فارکس چیست؟

کارگزار فارکس یک شرکت خدمات مالی است که دسترسی معامله گران را به بستری برای خرید و فروش ارزهای خارجی فراهم می کند.

وظایف اصلی بروکر فارکس چیست؟

ارائه پلتفرم معاملاتی – اجرای معاملات – ارائه خدمات پشتیبانی

۵/۵ - (۳ امتیاز)
کانال سیگنال فارکس

اولین لایو ترید ۴ بعدی در ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همین الان مشاوره 15 دقیقه ای رایگانت رو بگیر
دکمه بازگشت به بالا
   
  
close-link